به گزارش شبکه خبر، نشست فرهنگی بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید ، امروز در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
دبیر این نشست سورنا جوکار بود و محمدحسن مقیسه و اسماعیل امینی در آن به سخنرانی پرداختند.
نشست علمی با هدف بررسی جایگاه زبان فارسی در منظومه فکری رهبر شهید برگزار شد. سورنا جوکار دبیر جلسه، در افتتاحیه نشست بر ضرورت برخورد علمی خاطرنشان کرد که به دلیل حساسیتهای رسانهای و ممکن است علایق شخصی، گاهی امکان گفتگوی صریح و علمی دشوار میشود؛ لذا وظیفه مدیریت جلسه این است که از ورود بحثهای غیرعلمی در آغاز کار جلوگیری کند. او با هدف ایجاد یک بستر معرفتی، پیشنهاد داد که نشست با یک نگاه تاریخی به ریشههای زبان فارسی آغاز شود و از دکتر اسماعیل امینی دعوت نمود تا به تبیین خاستگاههای زمانی و جغرافیایی زبان فارسی بپردازد.
اسماعیل امینی در بخش نخست سخنان خود، به بررسی ماهیت زبان فارسی و چالشهای مرتبط با آن پرداخت.
او با اشاره به اینکه به دلیل نزدیکی بیش از حد زبان فارسی به زندگی روزمره مردم، نوعی توهم تخصص در میان عامه ایجاد شده است. مردم با تصور اینکه صرفاً به دلیل استفاده روزمره از زبان، در آن متخصص هستند، به بحثهای غیرعلمی ورود میکنند که این امر میتواند کیفیت مباحث تخصصی را کاهش داده و منجر به ابتذال بحث شود. امینی این وضعیت را به مثال کاربرد حسیِ اندامها (مانند چشم) تشبیه کرد که در عین کاربرد روزمره، نیازمند متخصص برای درمان و تحلیل دقیق و درمان است.
امینی با اشاره به تجربیات تاریخی، از تلاش برخی نظامهای قدرت برای ایجاد تقابل میان «هویت ملی» و «هویت دینی» سخن گفت و به تلاشهای دوران پهلوی اول اشاره کرد. او با ذکر نمونههایی از سایر کشورها (مانند ترکیه)، به خطرات حذف واژگان، آثار بزرگان و حتی تغییر خطوط نوشتاری برای نزدیک شدن به الگوهای غربی اشاره کرد و این فرآیند را آسیبزای هویت ملی دانست.
سیر تحول تاریخی و تثبیت زبان فارسی
در ادامه، او به بررسی دقیق چگونگی گذار زبان فارسی از یک زبان محلی به یک زبان مشترک ملی پرداخت.
امینی توضیح داد که در قرون اولیه، ایران فاقد یک زبان مشترک ملی بود و زبانهای مختلف در میان اقوام پراکنده بودند. در آن دوران، زبان عربی زبان رسمی دیوانسالاری، مکاتبات، علم و تعلیم و تربیت محسوب میشد. در این مقطع، نگارش متون علمی یا شعری به زبان فارسی با بیمهری و انکار از سوی صاحبنظران آن زمان مواجه بود و بسیاری معتقد بودند فارسی کارآمدی لازم برای متون علمی را ندارد.
سیر تکاملی از ترجمه تا ادبیات کلاسیک
امینی توضیح داد که فرآیند تثبیت زبان فارسی از طریق دو مسیر اصلی طی شد: نخست، از طریق ترجمه و تفسیر متون دینی (مانند قرآن) که زیربنای یک زبان مکتوب را فراهم آورد؛ و دوم، از طریق تجربههای شعری و حماسی.
امینی تأکید کرد که با تلاش بزرگان و برگردان متون مهم تاریخی و ادبی به فارسی، انسجام زبانی حاصل شد. این فرآیند که با ظهور شاعرانی چون رودکی آغاز گشت، به تدریج باعث شد تا زبان فارسی به عنوان یک زبان مکتوب مشترک تثبیت شود. این تحول نه از طریق تحمیل، بلکه طی یک سیر طبیعی صورت گرفت که در نهایت منجر به ایجاد یک زبان ملی شد که علاوه بر حفظ هویت، بر زبانهای محلی و قومی نیز تأثیرگذار بود.
ضرورت تولید محتوای تخصصی
امینی بر این نکته تأکید کرد که برای اثبات جایگاه زبان فارسی، نباید تنها به مفاخرگویی و تعریف از ویژگیهای آن بسنده کرد؛ بلکه راه اصلی، تولید متنهای علمی، ادبی و تخصصی با کیفیت بالا است. ایشان هشدار دادند که بازگشت به الگوهای قدیمی (مانند استشهاد به زبانهای خارجی برای نشان دادن سطح علمی) مانع از تبیین قدرت و قابلیتهای واقعی زبان فارسی در عصر حاضر خواهد شد.
در ادامه نشست، سورنا جوکار با مطرح کردن یک پرسش بنیادین، به بررسی این شائبه پرداختند که آیا زبان فارسی زبانی تحمیلی برای اقوام مختلف بوده است یا خیر. او با ارائه مثالهایی از تنوع زبانی در مناطق مختلف ایران (مانند اهواز و سیستان)، پرسید که آیا زبان فارسی را میتوان یک «ابداع ملی» دانست که هدف آن ایجاد اشتراک و وحدت میان اقوام در بستر ملیت بوده است؟
در پاسخ به این پرسش، اسماعیل امینی با ارائه تحلیلی تخصصی در حوزه زبانشناسی، به بیان تمایز میان زبان گفتاری (طبیعی) و زبان نوشتاری (ادیبانه) پرداخت و توضیح داد که زبان «طبیعی» یا همان زبان مادری، زبانی است که انسان از خانواده و محیط پیرامون فرا میگیرد، که زبانهای مکتوب و رسمی، ماهیتی متفاوت دارند.
او ادامه داد: زبان نوشتاری، یک مهارت آموختنی است که از طریق آموزش رسمی (مانند مدارس) کسب میشود و برخلاف زبان گفتاری، با قواعد و ساختارهای نظاممند شکل میگیرد. اما زبانهای بزرگ و ادیبانه، متعلق به یک قوم خاص نیستند.
او به بیان مثالهایی از ادبیات جهانی نظیر اشعار «دانته» یا متون مقدس مانند «عهد عتیق» پرداخت و افزود: این متون، علیرغم ریشه در یک فرهنگ خاص، به دلیل ماهیت ادیبانه و ساختار رسمی خود، فراتر از مرزهای قومی رفته و به زبانهای جهانی و مشترک تبدیل شدهاند.
امینی با استناد به ساختار زبان قرآن کریم، اشاره کرد که زبانهای مکتوب و رسمی، غالباً با هدفی مشخص و برای اهداف عالی (مانند تبیین وحی یا مدیریت امور دولتی) صیقل داده میشوند. گ زبان فارسی نیز با همین ویژگی، فراتر از یک ابزار صرفاً ارتباطی، به یکی از ارکان اصلی هویت ملی تبدیل شده است.
زبان فارسی به دلیل برخورداری از ویژگیهای ادیبانه و مکتوب، توانسته است فراتر از گویشهای محلی و قومی عمل کند. این زبان به عنوان یک پیونددهنده ملی عمل میکند که به فرد اجازه میدهد فارغ از جغرافیای قومی یا محلی خود، با متون کلاسیک و تاریخ مکتوب ملت ارتباط برقرار کند. به عبارت دیگر، زبان فارسی نه به عنوان ابزاری برای جایگزینی زبانهای محلی، بلکه به عنوان زیربنای هویت ملی و زبان مشترک برای تعاملات علمی، فرهنگی و تاریخی میان تمامی اقوام ایران عمل میکند.
سورنا جوکار در ادامه جلسه با طرح یک پرسش تحلیلی، تفاوت میان «گسترش زبان از طریق استعمار» و «گستردگی زبان فارسی» را مورد بحث قرار داد و با اشاره به اینکه که در تاریخ معاصر، استعمارگران اروپایی با وعدههای سیاسی، زبان خود را در آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا تحمیل کردند؛ اما در مقابل، زبان فارسی در دورههایی از تاریخ، در ساختارهای حاکمیتی امپراتوریهای دور از ایران (مانند عثمانی و هند) به عنوان زبان نخبگان و اشراف پذیرفته شد. پرسش اصلی این است که آیا این پذیرش ناشی از قدرت نظامی ایران بوده است یا ویژگیهای ذاتی خودِ زبان فارسی؟

محمدحسن مقیسه با تبیین ویژگیهای ذاتی زبان فارسی از منظر رهبر شهید و در پاسخ به این پرسش، ابتدا با قرائت آیاتی از سوره مبارکه «فتح»، به ویژگیهای انسان راستین و یادآوری جایگاه معنوی رهبر شهید پرداخت. او سپس با تکیه بر آموزهها و دیدگاههای رهبر شهید، ویژگیهای بنیادین زبان فارسی را تبیین کرد و تأکید داشت که برخلاف تصور رایج، زبان فارسی با «زور شمشیر» گسترش نیافته است، بلکه این زبان دارای مؤلفههایی در ذات خود است که آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران برده است.
مقیسه بر اساس دیدگاههای رهبر شهید، به ۹ ویژگی برجسته برای زبان فارسی را به ترتیب زیر برشمرد: جایگاهی و ساختار والا و استوار؛ غنای ذاتی و برخورداری از ظرفیتهای گسترده معنایی؛ پایداری تاریخی و مقاومت در برابر هجوم زبانهای بیگانه در طول قرنها؛ شیوایی و آهنگ بینظیر و برخورداری از موسیقی درونی؛ ظرفیت شعری و توانایی بازتاب بیبدیل مفاهیم در قالب شعر؛ موسیقیایی بودن و برخورداری از ساختاری آهنگین؛ ظرافت و نازکخیالی و توانایی بیان تعبیرات بسیار دقیق و ظریفی که اغلب ترجمهناپذیرند؛ وسعت قلمرو و گسترش جغرافیایی وسیع (به طوری که در دورههایی، بخش بزرگی از جهان تحت نفوذ این زبان بوده است)؛ قدرت کاربردی و قابلیت تبدیل شدن از یک زبان محلی به یک زبان مکتوب و علمی.

چرا زبان فارسی در ایران ماند اما در شامات تغییر ایجاد کرد؟
مقیسه، به تحلیل تفاوت رفتار زبان فارسی با زبانهای دیگر در مواجهه با ورود اسلام پرداخت و گفت: در حالی که ورود اسلام به ایران منجر به تغییر زبان نشد (ایران از اسلام مسلمان شد اما عرب نشد)، اما ورود اسلام به مناطق دیگر (مانند مصر و شمال آفریقا)، منجر به جایگزینی زبانهای محلی (مانند قبطی) با زبانهای عربی و فارسی شد.
او بر این نکته تأکید کرد که این پدیده نه از طریق جنگ، بلکه از طریق «قدرت محتوایی و فرهنگی» رخ داد. هوشیاری و ذکاوت نیاکان ایرانی باعث شد که زبان فارسی در قرن های اولیه از زیر خاکستر زبان عربی جوشیده و هویت خود را حفظ کند، به گونهای که حتی پس از پذیرش اسلام، زبان فارسی به ابزاری برای انتقال علم، فلسفه، عرفان و منطق تبدیل شد.
مقیسه با استناد به منابع معتبر (مانند آثار دکتر ذبیحالله صفا)، شواهدی از گستردگی وسیع زبان فارسی در دورانهای مختلف ارائه داد و به نمونه های در منطقه عربی با ذکر نمونههایی از حضور زبان فارسی در بصره و شهرهای عربی در قرن هفتم میلادی؛ در مسیر شرق و حضور زبان فارسی در مناطق شرقی و جنوب شرقی آسیا (مانند کاشغر و پاکستان)؛ در مسیر غرب و نفوذ زبان فارسی حتی تا شبهجزیره بالکان و مناطق اروپای شرقی (مانند یوگسلاوی سابق) به واسطه نفوذ فرهنگی امپراتوری عثمانی.
مقیسه در پایان جمع بندی کرد که زبان فارسی یک «ابداع ملی» و یک «ابزار تمدنی» است که به واسطه ویژگیهای ذاتی خود (مانند شیوایی، غنا و ظرافت)، توانسته است فراتر از مرزهای سیاسی حرکت کند. او تأکید کرد که زبان فارسی، زبانِ «انسانِ زنده» است و برخلاف زبانهای استعماری که بر پایه سلطه بنا شدهاند، زبان فارسی بر پایه «جذب و پذیرش فرهنگی» گسترش یافته است. این زبان، ظرفیتی دارد که میتواند مفاهیم عمیق دینی و فلسفی را به گونهای بیان کند که هویت ملی و هویت اسلامی را در کنار هم حفظ نماید.
دیدگاهها