شبکه خبر، گروه استان ها: ساعت به ساعت از روزهای عمرمان پس از ۹ اسفند را به این امید میگذراندیم که چشم بگشاییم و ببینیم هرآنچه بر ما گذشت، خواب بوده و ما همچنان در هوای سیدعلی نفس میکشیم.
اما ۱۸ تیر، همه امیدهایمان به پایان رسید و «شاید برگردد» به «در جوار امام هشتم آرام بخواب» تبدیل شد. حالا ملت ایران بدون هیچ «اگر» و انتظاری، با آقای خود همنوا میشوند و در جوار امام هشتم، به محل آرام گرفتن رهبری قدم میگذارند.
در این میان و در تورق نوشتهها و روایتها، ناگهان چشممان به روایت فرماندهای افتاد که بارها به امید دیدار فرمانده کل قوا به بیت رهبری رفته بود و حالا بدون هیچ واسطه و حائلی، خود را به بیت جدید رهبری رسانده بود. روایتی که هر کلام و جملاتش بیانگر حال و هوای سربازانی است که امام از دست دادهاند و دلسوخته به فکر انتقامخواهی هستند.
«سرهنگ حسن امینی» فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت، در روایتی از حضور خود در مشهد مقدس، از لحظات تلخ و شیرین وداع با فرمانده کل قوا میگوید.
روایت یک فرمانده از حضور در جوار امام هشتم
سرهنگ حسن امینی اظهار کرد: هر از چند گاهی توفیق حضور در دیدارهای مردمی و یا در قالب دیدار مجمع عالی فرماندهان سپاه با امام شهیدمان در بیت رهبری و حسینیه حضرت امام خمینی(ره) دست میداد. بهترین فرصت بود برای تجدید عهد با امام و مقتدایمان. از شب قبل از دیدار، دل در دلم نداشتم و عهدنامهای در قلب و ذهنم با آقا مرور میکردم و بارها ویرایش میکردم تا بهترین عهد را با نائب امام عصر(عج) در دل و زبانم جاری کنم و ببندم.
سرهنگ امینی افزود: اما امروز این تجدید عهد و پیمان در فضایی متفاوت رقم خورد. بدون هیچ مانعی تا جلوی آقا... نه! تا نزدیک مزار مطهرش رفتم، در حالی که روح از تن من و همراهانم در حال مفارقت بود.
عکسی که تاریخ شد
فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت در ادامه روایت خود گفت: در بیت رهبری اجازه ورود گوشی و گرفتن عکس نداشتیم. اما اینجا همه در حال گرفتن عکس از «بیتِ جدیدِ رهبری!» بودند. عکسی گرفتیم.
وی با بیان اینکه هر لحظه با خود میاندیشیم مگر میشود؟ ما اهالی امت اسلام جانفدایش بودیم اما او جلوتر جانش را برای امت اسلامی فدا کرد، تصریح کرد: با آقای شهید خود نجوا میکردیم که «بیتِ جدید در آغوش خورشیدِ خراسان مبارکت آقاجان!»
نجوای سرباز با امام شهید؛ نبودنت در سکوت دلها فهمیده میشود
سرهنگ امینی در ادامه روایت خود از لحظات زیارت، گفت: در لحظه زیارت همواره با خودم گفتم؛ آقا جان! گاهی نبودنت را نه در خبرها، که در سکوت دلها میشود فهمید، در نگاههایی که دنبال تکیهگاه میگردند و در کلماتی که هنوز هم با نام تو آرام میگیرند. تو رفتی، اما رفتنت شبیه تمام شدن نبود... بیشتر شبیه آغاز یک دلتنگی طولانی بود. تو برای ما فقط یک نام یا یک مسئولیت نبودی، بلکه تصویر روشنی از ایمان در عمل بودی.
وی افزود: ساده میزیستی، اما بزرگ میاندیشیدی. صداقت در کلامت موج میزد و عدالت در رفتارت و بیآنکه نیاز به توضیحی داشته باشد، خودش را نشان میداد. حالا که نیستی، جای خالیات در تصمیمها، در امیدها و در دلهایی که به بودن تو گرم بود، بیشتر از همیشه حس میشود.
حضوری که زندگی را ممکن میکرد؛ عهدی که با امام بسته شد
فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت در ادامه نجوای خود با امام شهید، اینگونه روایت کرد که تو به ما یاد دادی که مسئولیت، فقط یک عنوان نیست، یک عهد است و ما حالا با همان عهد ماندهایم، با همان نگاه که هنوز دنبال ادامه راه تو میگردد.
سرهنگ امینی با تأکید بر اینکه شاید باورمان نمیشد روزی نباشی، اضافه می کند: شاید فکر میکردیم این حضور، همیشه ادامه دارد... اما حالا که نیستی، جای خالیات تازه معنا پیدا کرده است. حالا میفهمیم بعضی آدمها را باید در همان لحظه داشتن، بیشتر فهمید، بیشتر دید، بیشتر قدر دانست. حالا که صدایت کمتر شنیده میشود، تازه میفهمیم سکوتی که بعد از تو مانده، چقدر سنگین است.
بعضی صداها، در یک جغرافیا جا نمیگیرند؛ حضور میلیونی در تشییع
فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت در ادامه با اشاره به حضور حماسی مردم در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، می گوید: رهبر شهیدم، دیدم که میلیونها نفر برای دخیل بستن به تابوت بهشتیات از گوشه و کنار جهان به مشهد الرضا آمده بودند تا بگویند حُب تو فراتر از مرزهاست. آمده بودند تا ثابت کنند بعضی نامها، وطن ندارند و بعضی صداها، در یک جغرافیا جا نمیگیرند.
رهبرمان رفت، اما راهی گذاشته که بسته نمیشود. راهی که در آن هر داغ، تبدیل به اراده میشود و هر اشک، به عهدی تازه برای ادامه. آری؛ امروز جهان دید که این خاک هنوز مردانی دارد که از دل غم، قیام میسازند.
رد نگاهت در تصمیمها پیداست؛ عهد میبندیم که میمانیم
فرمانده سپاه ناحیه مرکزی رشت در ادامه گفت: امروز مشتهای فولادین اراده، بیش از گذشته در هم قفل شدهاند و ملتی که تو به بیداریاش ایمان داشتی، قد علم کرده است. ملت ایران، همان مردم مبعوثشدهای که وعدهاش را داده بودی، حالا پرچم ایران را بر قلههای رفیع پیروزی برافراشتهاند. دیگر این راه، بیصاحب نیست. هرچند جای تو خالی است، اما رد نگاهت در تصمیمها پیداست، در غیرت مردانی که ایستادهاند و در صبر زنانی که امید را نگه داشتهاند.
وی با تأکید بر ادامه راه شهید، تصریح کرد: آرام بخواب که این پرچم، دیگر تنها نیست. باز هم به رهبری امام «سید مجتبی حسینی خامنهای» حفظهالله، این مسیر را ادامه خواهیم داد و نخواهیم گذاشت خون شهدا بر زمین بماند. عهد میبندیم که میمانیم پای کار این انقلاب و نظام تا آخرین نفس و قطره خون.
این روایت فرماندهای است که حالا در میان جمعیت خود را به بیت جدید رهبری رسانیده تا اینبار هم در کنار او با فرزند خلفش بیعت کرده و قیام علیه دشمن متجاوز را هدف قرار دهد.
دیدگاهها