خانواده‌های الهام‌بخش؛ در جست‌وجوی دانش از قم تا آلمان
کد خبر : ۱۰۲۶۳۰۶
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
-
زمان : ۱۰:۲۹
|
دسته بندی: اسلایدر

خانواده‌های الهام‌بخش؛ در جست‌وجوی دانش از قم تا آلمان

در یازدهمین گزارش «خانواده ایرانی» به سرگذشت یکی از نام‌آوران حوزه علوم انسانی ایران زمین می‌پردازیم که زندگی علمی‌اش از حجره های قم آغاز و تا دانشگاه های برتر آلمان ادامه یافت.

شبکه خبر - مجله مهر: در کوچه‌ پس کوچه‌های شهر خوی، در ۲۲ تیرماه سال ۱۲۹۸ خورشیدی، کودکی چشم به جهان گشود که سال‌ها بعد نامش به یکی از معتبرترین نام‌های فرهنگ، تاریخ و اندیشه ایران بدل شد. عباس زریاب خویی، پژوهشگری که زندگی خود را وقف شناخت گذشته و فهم فرهنگ و روایت تاریخ کرد؛ مردی که قلمش میان فلسفه، تاریخ و ادبیات در حرکت بود و هر جا که می‌نوشت، اثری از دانش عمیق و نگاه نقادانه‌اش بر جای می‌ماند.

سال‌های کودکی

سال‌های کودکی او در خوی و در خانواده ای سپری شد که گرچه سواد نداشتند اما دین در آن جایگاهی ویژه‌ای داشت. خانواده برای او فقط تنها یک مأمن عاطفی نبود بلکه نخستین مدرسه زندگی او به شمار می‌رفت چرا که عموی وی قرآن خواندن می‌دانست و همین سبب شد تا عباس زریاب در خردسالی به خواندن قرآن علاقه پیدا کند و به همین دلیل مادرش او را برای آموزش نزد آموزگار قرآن محلّه فرستاد. او از پنج تا هفت سالگی قرآن را فراگرفت و هنوز به نوجوانی نرسیده بود که با متون دینی و ادبیات کلاسیک انس پیدا کرد.

از حجره‌های قم تا دانشگاه هومبولت آلمان

سپس زریاب در سال ۱۳۱۶ راهی قم شد و به فراگیری علوم حوزوی پرداخت. سال‌های تحصیل در حوزه، او را با جهان گسترده فلسفه، فقه، کلام و سنت‌های فکری اسلامی آشنا کرد. اما روح جست‌وجوگرش به یک مسیر محدود نمی‌شد. او هم‌زمان به افق‌های تازه‌ای می‌اندیشید؛ افق‌هایی که بعدها او را به دانشگاه و مراکز علمی معتبر در جهان رساند. در همین ایام بود که مرگ پدر، نقطه‌ای تلخ در زندگی او را رقم زد؛ حادثه‌ای که مسیر زندگی‌اش را دگرگون کرد و او را بار دیگر به خوی بازگرداند. اما با این حال، فراز و نشیب های زندگی نتوانست اشتیاق او به آموختن را خاموش کند.

عباس زریاب پس از فوت پدر به تهران آمد و در سال ۱۳۲۴ تحصیل در دانشکده معقول و منقول را آغاز و موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد. دانش گسترده و توانایی علمی او به اندازه‌ای بود که توجه چهره‌های برجسته فرهنگی زمانه را جلب کرد از همین رو به دعوت سید حسن تقی‌زاده، مسئولیت راه‌اندازی کتابخانه مجلس سنا را برعهده گرفت؛ مسئولیتی که برای پژوهشگر جوان، نشانی از اعتماد جامعه علمی به توانایی‌های او بود. اندکی بعد، زریاب بورس مطالعاتی دانشگاه هومبولت آلمان غربی را به دست آورد و پنج سال در دانشگاه‌های آلمان به مطالعه تاریخ علوم، فلسفه، معارف اسلامی و فرهنگ تطبیقی پرداخت و این سال‌ها، دوره‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری شخصیت علمی او بود.

خانواده‌های الهام‌بخش؛ در جست‌وجوی دانش از قم تا آلمان

بازگشت به وطن

پس از پایان تحصیلات، با این وجود که می‌توانست در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی خارج از کشور بماند، اما دل او جای دیگری بود و عشق به ایران و فرهنگ ایرانی، او را همواره به بازگشت فرا می‌خواند. در ادامه فعالیت های علمی‌اش به دعوت ایران‌شناس نامدار(هنینگ)، برای تدریس به دانشگاه برکلی رفت. سه سال در این دانشگاه به تدریس پرداخت؛ اما دوری از سرزمینی که تاریخ و فرهنگش موضوع اصلی پژوهش‌های او بود، او را سرانجام به ایران خواند و پس از بازگشت، دوازده سال در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. سال‌هایی که نسل تازه‌ای از دانشجویان، تاریخ و فرهنگ ایران را از زبان استادی می‌آموختند که خود نمونه‌ای از پیوند دانش سنتی و دانشگاهی بود.

مردی میان تاریخ و فرهنگ

اگرچه زریاب در حوزه‌های گوناگون علوم انسانی قلم زده است، اما تاریخ را می‌توان مهم‌ترین قلمرو اندیشه او دانست. نگاه او به تاریخ، فراتر از روایت زندگی پادشاهان و شخصیت‌های سیاسی بود. او باور داشت: «تاریخ در درجه اول تاریخ ملت‌هاست؛ تاریخ فرهنگ و قومیت یک ملت است، نه تاریخ اشخاص. تاریخ باید جریان تلاش ملت‌ها را برای ایجاد تمدن و فرهنگ بازگو کند.»

همین نگاه سبب شد که آثار او رنگ‌ متفاوتی از تمامی آثار تاریخی داشته باشند. زریاب همچنین کتاب «سیره رسول‌الله» را با نگاهی پژوهشگرانه و بدون دخالت احساسات شخصی نگاشت و در کنار آن، ترجمه آثار فلسفی همانند کتاب فلسفه و لذات فلسفه و کتب تاریخی، تصحیح کتاب ارزشمند «الصیدنه فی الطب» ابوریحان بیرونی و نگارش مدخل‌های مهم برای دایرةالمعارف فارسی به سرپرستی غلامحسین مصاحب نیز بخشی از میراث علمی او را شکل می‌دهند.

خانواده‌های الهام‌بخش؛ در جست‌وجوی دانش از قم تا آلمان

خانواده بزرگ فرهنگ ایران

با آثار ارزشمند زریاب در حوزه علوم انسانی، او به مرور زمان به عضوی از خانواده بزرگ فرهنگ ایران تبدیل شد. اما هیچ‌گاه رتبه برتر علمی‌اش او را از ریشه‌های خانوادگی و تربیت اولیه‌اش جدا نکرد. فروتنی، ادب، بردباری و احترام به دیگران، ویژگی‌هایی بودند که بسیاری از شاگردان و دوستانش به آن اشاره کرده‌اند. همانطور که بخارا نیز درباره او نوشته است: «زریاب مصداق نام خود و همان زریاب است که از کوره آزمایش روسفید بیرون آمده است. فضیلتش تنها به زبان‌دانی او نیست؛ آنان که خوی دوست‌نوازی او را دیده‌اند، معترف‌اند که آن زبان‌دانی‌ها در برابر دریادلی‌اش هیچ است.» این دریادلی و تواضع، همان میراث خانوادگی و انسانی‌ای بود که در تمام سال‌های زندگی همراه او باقی ماند؛ ویژگی‌ای که باعث می‌شد در کنار پژوهش های ارزنده علمی، انسانی دوست‌داشتنی و خوش‌محضر نیز باشد.

شاهنامه و عشق به ایران

می‌گویند که عشق زریاب به ایران تنها در صحبت‌هایش دیده نمی‌شد بلکه در انتخاب موضوعات پژوهشی او نیز آشکار بود. دلبستگی عمیق به فرهنگ ایرانی، او را نیز به عرصه شاهنامه‌پژوهی کشاند. او عضو بنیاد شاهنامه شد و در کنار مجتبی مینوی در تصحیح اثر شاهنامه همکاری کرد. مرحوم باستانی پاریزی درباره جایگاه او در این حوزه می‌گوید: «همه اذعان دارند حرف زریاب خویی در مشکلات شاهنامه در حکم برهان قاطع بوده است.» چرا که برای زریاب، شاهنامه فقط یک کتاب ساده نبود که سالیان سال از اجدادمان دست به دست شده است و اکنون به دست ما رسیده است، بلکه روایت حافظه تاریخی ملت ایران بود که قرن‌ها هویت خود را در لابه‌لای ابیات فردوسی حفظ کرده است.

خانواده‌های الهام‌بخش؛ در جست‌وجوی دانش از قم تا آلمان

ردی جاودان

عباس زریاب خویی از آن دسته شخصیت‌هایی است که حضورشان تنها در کتاب‌ها و مقاله‌ها خلاصه نمی‌شود چرا که او پلی میان سنت و تجدد، میان حوزه و دانشگاه و میان تاریخ و زندگی روزمره مردم ایران است. دانش گسترده، فروتنی کم‌نظیر و عشق عمیق به فرهنگ ایرانی، از او چهره‌ای ساخت که نامش در حافظه علمی ایران ماندگار شده است.

امروزه، سال‌ها پس از خاموش شدن قلم او در ۱۴ بهمن ۱۳۷۳، هنوز رد پای اندیشه‌هایش در کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی ایران زمین دیده می‌شود. زریاب نشان داد که پژوهش، تنها گردآوری اطلاعات نیست بلکه تلاشی برای فهم روح یک ملت و روایت داستان تمدنی است که قرن‌ها در دل تاریخ جریان داشته است و به همین دلیل است که نام او همچنان در کنار بزرگ‌ترین پژوهشگران معاصر ایران می‌درخشد؛ مردی که زندگی‌اش را وقف شناخت ایران کرد و خود به بخشی از نام آوران ایران زمین بدل شد.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه