به گزارش شبکه خبر، جامجم نوشت: سالها حضور در جلسات درس خارج فقه ایشان، از منظر یک رفتارپژوه و شخصیتپژوه، تصویری فراتر از مجموعهای از خصال فردی فراهم میآورد: چهرهای که انسجام درونی و خودتنظیمی هیجانی را در بالاترین مرتبه به نمایش میگذاشت و رفتارهایش از نظم فکری و عقلانیتی برخوردار بود که در ارزیابیها و تصمیمگیریها، پیوستگی و خردمندی را نمایان میکرد. این نهفقط مجموعهای از صفات مطلوب، بلکه ساختاری سازمانیافته از فرآیندهای شناختی و عاطفی است که امکان تابآوری و پایداری در برابر فشارهای اجتماعی و تاریخی را فراهم میساخت. آرامش توام با استقامت و ظرفیت بالای تحمل فشار، ثباتی روانی را نشان میداد که ریشه در یکپارچگی میان باورها، ارزشها و رفتارها داشت؛ یعنی همان هماهنگیای که روانشناسی شخصیت آن را نشانه بلوغ و معرفت درونی میخواند.
حافظه کمنظیر و حضور ذهن ایشان، در کنار احاطه گسترده بر فقه، اصول و روایات، نهتنها حاصل ذخیره اطلاعات نبود بلکه نمود سازمانیافتگی ذهنی، توجه پایدار و کارکرد مطلوب فرآیندهای شناختی بود. این نوع حافظه فعال، امکان پاسخگویی بداهه و دقیق در جلسات درس را میسر میساخت و نشان میداد که دانایی و فن یادآوری در خدمت حکمت و عبرتگرفتن از مجموعهای وسیع از منابع و تجربهها قرار داشت. همچنین خودکارآمدی عمیق و واقعگرایانه ایشان، الگویی از اعتمادبهنفس متکی بر توان حل مساله بود که به توقع از دیگران برای برخوردارشدن از همان خودباوری نیز منجر میشد.
ویژگی بارز دیگر، ترکیب آزاداندیشی با تعهد دینی و پایبندی به سنتها بود؛ انعطافپذیری شناختی که آمادگی شنیدن دیدگاههای متفاوت را فراهم میآورد در کنار وفاداری نسبت به مبانی دینی، ساختار رفتاریای پدید میآورد که هم باز و پذیرنده، هم پابرجا و متعهد بود. این ترکیب ظریف، از رهگذر گفتوگو، تدریس و حضور اجتماعی ایشان نمود مییافت و نشان میداد چگونه عقلانیت و ایمان میتوانند همزیستی سازندهای داشته باشند. با وجود همه این قابلیتها، تحلیلی صرفا روانشناختی ناکامل است؛ زیرا بعدی از شخصیت ایشان متکی بر فضایل اخلاقی، عرفانی و ایمان شخصی است که غالبا در حوزههای پنهان و مکتوم قرار میگیرد و فقط از خلال علائم ظاهری رفتار قابل استنتاج میشود. برای درک هرچهبهتر «راز آرامش و استواری» ایشان لازم است روانشناسی با علوم اخلاق و عرفان پیوند خورد تا بخشی از ارتفاع یقین و اخلاص وجودی او روشن شود. همین رویکرد چندرشتهای است که میتواند ما را از توصیف صفات بهسوی فهم علل عمیقتری هدایت کند؛ عللی که سرچشمه شکیبایی، حکمت و تابآوری آن شخصیت یگانه در تاریخ معاصر است.
از حجتالاسلاموالمسلمین شهاب مرادی، استاد حوزه و دانشگاه خواستیم از رهگذر سالهای متمادی حضورش در جلسات درس خارج فقه رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (رضواناللهعلیه)، از افق یک شخصتپژوه و رفتارشناس یا بهعبارت عمومیتر، روانشناس، به شماری از ویژگیهای شخصیتی و «ابعاد روانشناختی» آن شخصیت برجسته جهان اسلام بپردازد و دراینباره روشنگری نماید؛ با ما این همسخنی متفاوت را بخوانید.
لطفا از منظر یک رفتارپژوه و روانشناس بفرمایید انسجام درونی و خودتنظیمی هیجانی رهبر شهید چگونه در مهمترین بحرانهای تاریخی دوران ایشان خود را نشان داد؟ چه ابعاد رفتاری و تصمیمگیریای بیشازهمه برجسته بود؟
براساس سالها مشاهداتم از آن عبد صالح خدا و رهبر فرزانه و حکیم (اعلیالله مقامه الشریف)، آنچه در «شخصیت» ایشان نمایان و آشکار و بیش از همه برای من برجسته بود، نه یک ویژگی بلکه چند ویژگی برجسته است که به آن شخصیت یگانه، در کنار یکدیگر، قوام و اثرگذاری ویژهای بخشیده بود. این ویژگیها، «انسجام درونی» و «خودتنظیمی هیجانی»(Emotional Self-Regulation) بود که با وجود نظم فکری و ذهن قوی ایشان، با عقلانیتی همراه بود که در ارزیابیها تجلی داشت و در تصمیمگیریها توام و همگن با خردمندی بود.
آیا تاکنون دیدهاید آرامش و طمانینه ایشان بهخاطر رخدادی خاص یا موضوعی حساس کاهش یابد؟ در چنین موقعیتهایی رفتار و واکنشهای ایشان چه ویژگیهایی داشت و چه مکانیسمهای روانیای در کنترل احساسات، نقش ایفا میکردند؟
در رفتار و گفتار ایشان نشانی از شتابزدگی، واکنشهای هیجانی یا داوریهای عجولانه یا پیشداوریهای مرسوم را ندیدم. آرامش، استقامت و «ظرفیت بالای تحمل فشار» (Stress Tolerance) نیز در شخصیت ایشان در حد اعلی کاملا مشهود بود. بهتعبیر «روانشناسی شخصیت»، میان باورها، ارزشها و رفتارهای ایشان «یکپارچگی و هماهنگی درونی» مشاهده میشد که از «ثبات شخصیت» و «بلوغ روانشناختی» (Psychological Maturity) و مرتبهای ممتاز از تعالی و فرزانگی شخصیت حکایت داشت.
شما ذکر کردهاید که در گفتار و رفتار ایشان نشانی از شتابزدگی، واکنشهای هیجانی یا داوریهای عجولانه نبود. چه شواهد عینی یا نمونههای رفتاریای میتوانید ذکر کنید که این قضاوت را تقویت کند؟
بله، صبر و تامل در سخن و بررسی موضوعات پیش از اتخاذ تصمیم، از جمله نشانههای عینی بود. در جلسات درس و مباحث عمومی، نحوه پاسخدهی دقیق، سنجیده و متکی بر استدلال، و نیز عدم واکنش فوری به فشارهای بیرونی، مصادیق این صبر و تامل بودند.
ظرفیت تحمل فشار و استقامت ایشان از ویژگیهای بارز مطرحشده است. آیا میتوانید یک یا دو نمونه عینی از موقعیتهایی را بیان کنید که این ظرفیت، تعیینکننده روند تصمیمگیری یا حفظ ثبات بوده است؟
آرامش و استقامت ایشان در موقعیتهای حساس سیاسی و اجتماعی مشهود بود؛ توانایی حفظ خونسردی در مواجهه با فشارهای سنگین و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر ارزیابی دقیق و دوراندیشی، نمونههایی از این ظرفیتاند. این ثبات بهویژه در شرایطی که نیاز به هدایت جمع و حفظ انسجام بود، تعیینکننده بود.
از منظر روانشناسی شخصیت، شما از «یکپارچگی میان باورها، ارزشها و رفتارها» سخن گفتهاید؛ این هماهنگی چگونه در تعامل روزمره ایشان با شاگردان، مسئولان و مردم مشهود میشد؟ آیا نمونههایی از این پیوستگی در رفتارهای عملی دارید؟
این یکپارچگی در تعاملات روزمره از طریق رفتار هماهنگ با ارزشهای اعلامشده آشکار میشد: حسن توجه به پرسشها، عدالتمداری در برخورد با افراد، پیروی عملی از آداب و سنن دینی و انسجام گفتاری و رفتاری که میان باورها و عملکرد ایشان برقرار بود، نمونههایی از این پیوستگیاند.
حافظه کمنظیر و حضور ذهن ایشان برای بسیاری شگفتآور بود. از نظر شما تا چه میزان این توانایی ناشی از توانمندیهای شناختی ذاتی و تاچهاندازه محصول تمرین و کوشش برنامهدار بود؟
حافظه کمنظیر و حضور ذهن، یکی دیگر از ویژگیهای برجسته آن عالم کامل بهشمار میرفت که برایم واقعا شگفتانگیز بود. بهگمان من، این ویژگی تنها حاصل حافظه قوی نبود، بلکه از نظم ذهنی، تمرکز و توجه عمیق به پدیدهها و امور و به انسانها حکایت داشت و میتوان آن را محصول کارکرد مطلوب «فرآیندهای شناختی» (Cognitive Processes)، «توجه پایدار» (Sustained Attention) و «سازمانیافتگی ذهنی» ایشان دانست.
آیا میتوان مجموعه مهارتهای شناختی و رفتاری ایشان را به تمرینها، عادات فکری یا روشهای مشخصی پیوند زد که دیگران نیز بتوانند از آنها بهره ببرند؟ در صورت امکان چند روش یا عادت مشخص را نام ببرید.
بخشی از این مهارتها متاثر از نظم ذهنی و تمرکز پایدار است که میتواند از طریق تمرینهایی مانند مطالعه منظم و عمیق، تمرین تمرکز (تمرینات توجه)، تنظیم برنامه مطالعاتی منظم و تمرین تحلیل متون دینی و فقهی تقویت شود. افزون بر این، پرورش اخلاقی و معنوی و تعهد به آداب دینی نیز در تقویت ثبات و یکپارچگی نقش دارند.
شما بر وجود «خودکارآمدی» عمیق در ایشان تاکید کردهاید. این خودباوری چگونه در سطح مدیریتی و تعامل با مسئولان و مردم ملموس بود؟ آیا نمونههایی هست که نشان دهد ایشان از دیگران نیز انتظار برخورداری از همان خوداتکایی را داشتند؟
همیشه در ایشان نوعی «خودکارآمدی» عمیق و ذاتی میدیدم؛ یعنی باور به امکان اقدام، حل مساله و عبور از دشواریها. رهبر شهیدمان و آن مجاهد خستگیناپذیر، از مردم و مسئولان همواره این خودکارآمدی، اعتمادبهنفس و خودباوری را انتظار داشتند. در مناسبات مدیریتی، ایشان از تصمیمگیران و مسئولان میخواستند که با اتکا به توانمندیهای خود، مسئولیتها را با جدیت پیگیری کنند.
یکی از نکات برجسته، جمع میان آزاداندیشی و پایبندی دینی است. این ترکیب در رفتار تصمیمگیری و گوشدادن به دیدگاههای متفاوت چگونه تبلور مییافت؟ آیا میتوانید شیوه مواجهه ایشان با نظرات مخالف یا راهحلهای بدیع را شرح دهید؟
نکته مهم دیگر، جمع میان آزاداندیشی و تدین بود. آن فقیه و عالم ربانی، ذهنی باز، بهدور از تعصب و برخوردار از «انعطافپذیری شناختی» (Cognitive Flexibility) و آماده شنیدن دیدگاههای مختلف داشتند اما در عین حال در رفتار شخصی، بسیار متدین، مقید، پایبند و شدیدا علاقهمند به سنن و آداب دینی بودند. این جمع، جمعی است که در روزگار ما کمتر میتوان نمونههای برجسته آن را مشاهده کرد. ایشان با مدارا و استدلال به دیدگاههای مختلف گوش میدادند و در همان حال چارچوبهای ارزشی و دینی خود را نیز حفظ میکردند.
چقدر به شناختی که باید و شاید از رهبر شهید پیبردهایم یا نزدیک شدهایم؟ آیا روانشناسی بهتنهایی برای فهم ابعاد چنین شخصیت کامل کافی است؟
معتقدم روانشناسی بهتنهایی برای فهم ابعاد این شخصیت کامل و الهی، کافی نیست. روانشناسی میتواند از این موارد بگوید اما برای فهم زوایای الهی شخصیت آن یگانه دوران، که اغلب آن موارد پنهان و مکتوم مانده و نیز عیار ایمان و اخلاص و فضایل و مکارم اخلاقی، عرفانی و معرفتی ایشان، باید سراغ علم عرفان و علم اخلاق رفت. تنها با همکاری این علوم شاید بتوان اندکی به «بلندای قامت یقین او به وعدههای الهی» نظر افکند و بخشی از «راز آرامش، استقامت و استواری» آن سید و آقای شهید را درک کرد.
دیدگاهها