دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان
کد خبر : ۱۰۳۲۴۷۴
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
-
زمان : ۱۱:۲۳
|
دسته بندی: اخبار استان ها

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

زاهدان - استفاده از دانش بومی کشاورزی در منطقه بلوچستان، الگویی پایدار برای مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی و جایگزینی کارآمد برای رویکردهای مخرب نوین در مدیریت منابع آب و خاک است.

شبکه خبر، گروه استان‌ها- فاطمه گلوی: سیستان و بلوچستان، سرزمین نخل‌های استوار و دشت‌های تفتیده، از دیرباز به عنوان انبار غله ایران شناخته می‌شود، اکنون در تقاطع دو جریان «بحران‌های اقلیمی» و «فرصت‌های بی‌نظیر ترانزیتی و کشاورزی» ایستاده است.

در حالی که خشکسالی‌های پی‌درپی، منابع آبی این منطقه را تحت فشار قرار داده است، کشاورزان این خطه با تکیه بر میراث کهن و دانش بومی سازگاری با اقلیم، در حال بازتعریف الگوی کشت خود هستند.

کشاورزی در سیستان و بلوچستان، فراتر از یک فعالیت اقتصادی، پیوندی عمیق با هویت و استقامت مردم این مرز و بوم دارد؛ از سیستم‌های سنتی آبیاری که حاصل نبوغ نیاکان برای مهار آب‌های روان در دشتی تشنه است تا کشت محصولات استراتژیک و گرمسیری که تنها در خاک حاصلخیز این استان به ثمر می‌نشیند، همگی گواهی بر ظرفیت‌های دست‌نخورده‌ جنوب شرق کشور است.

تلفیق روش‌های نوین با دانش زیستی بومی، نویدبخش ظهور نوعی کشاورزی تاب‌آور است که می‌تواند نه تنها امنیت غذایی منطقه را تضمین کند، بلکه با تولیدِ محصولاتی با مزیت رقابتی -مانند خرما، موز، انبه و پسته- به یکی از قطب‌های اصلی صادرات کشاورزی ایران تبدیل شود.

داستان امروز کشاورزی سیستان و بلوچستان، روایت «امید» در دل کویر است؛ جایی که فناوری‌های دانش‌بنیان، بذر تحول را در بستری از دانش کهن بومی می‌کارند.

تعامل و تبادل دانش نیاکان و کلاسیک، منجر به تحقق کشاورزی موزون و پایدار می شود

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

عباس نورزایی، کارشناس پژوهشی بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان در گفت و گو با شبکه خبر، به بررسی چالش‌ها و راهکارهای پیش روی کشاورزی امروز پرداخت و بر ضرورت تلفیق دانش کلاسیک و نیاکانی برای دستیابی به توسعه‌ای متوازن و پایدار تأکید کرد.

نورزایی با اشاره به تقسیم‌بندی دانش در عصر حاضر بیان کرد: دانش امروز به دو دسته تقسیم می‌شود؛ دانش کلاسیک که در دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک رسمی در ارتباط با مسائل کشاورزی تدریس و توسعه می‌یابد و دانش نیاکانی یا همان دانش بومی است که حاصل تجارب زیسته کشاورزان، دامداران، صیادان و زارعان در طول تاریخ بوده و در عرصه‌های عملی به کار گرفته شده است.

وی تصریح کرد: آنچه امروز شاهد آن هستیم، نوعی تضاد میان این دو دانش است. وقتی یک مهندس کشاورزی تحصیل‌کرده برای هدایت امور به روستا یا مزرعه می‌رود، اغلب با موضع‌گیری کشاورزان باتجربه مواجه می‌شود که می‌گویند: ما پنجاه یا شصت سال تجربه در این عرصه داریم؛ چگونه یک جوان تازه‌فارغ‌التحصیل می‌خواهد ما را راهنمایی کند؟ اینجاست که شکاف میان دانش رسمی و تجربه عملی به روشنی نمایان می‌شود.

کارشناس پژوهشی بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان راه‌حل اساسی این معضل را باور متقابل این دو جریان دانش دانست و تصریح کرد: توصیه کارشناسان بین‌المللی توسعه بر این است که این دو رویکرد باید یکدیگر را بپذیرند؛ مهندس کشاورزی باید اذعان کند که تجارب زیستی یک کشاورز که عمری را با یک محصول خاص زیسته، ممکن است در هیچ کتاب درسی نیامده باشد؛ در مقابل، کشاورزان نیز باید بپذیرند که آخرین دستاوردهای علمی می‌تواند افق‌های جدیدی را پیش روی آنها بگشاید.

وی تاکید کرد: حاصل این تعامل و تبادل دانش، تحقق کشاورزی موزون و پایدار خواهد بود.

نورزایی با تأکید بر تنوع دانش‌های بومی در جوامع مختلف، خاطرنشان کرد: هر کشاورز در منطقه‌ای خاص، بر اساس شرایط اقلیمی و فرهنگی، راه‌حل‌های منحصربه‌فردی برای مسائل خود یافته است؛ تلفیق این راه‌حل‌ها با یافته‌های علمی نوین، جزو ملزومات اجتناب‌ناپذیر توسعه پایدار کشاورزی به شمار می‌رود.

جنگلداری جامع، تجربه ارزشمند بلوچستان در مدیریت پایدار منابع

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

وی در ادامه به نمونه‌هایی از کاربرد موفق این رویکرد تلفیقی در استان سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: با نگاهی کارشناسی به شیوه‌های کشاورزی در این منطقه، به ویژه در حوزه نخل‌داری، درمی‌یابیم که کشاورزان محلی به مرور زمان به الگویی از «کشاورزی جامع» دست یافته‌اند؛ این الگو که امروزه در دنیا با عناوینی نظیر «جنگلداری جامع» یا «کشاورزی تلفیقی» شناخته می‌شود، مبتنی بر هم‌افزایی میان زیربخش‌های مختلف کشاورزی است.

کارشناس پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی سیستان و بلوچستان افزود: آنچه امروز در ادبیات علمی دنیا با عنوان «آگروفورستری» یا کشاورزی ـ جنگلداری شناخته می‌شود، قرن‌هاست که در نخلستان‌های سنتی بلوچستان به‌صورت عملی اجرا شده و تجربه‌ای ارزشمند در مدیریت پایدار منابع طبیعی به شمار می‌رود.

وی بیان کرد: کشاورزان بلوچ با بهره‌گیری از شرایط اقلیمی منطقه، نظامی چندلایه ایجاد کرده‌اند که در آن نخل، محصولات زراعی، دام و سایر اجزای اکوسیستم در کنار یکدیگر به حفظ حاصل‌خیزی خاک، مدیریت آب و افزایش بهره‌وری کمک می‌کنند.

راز کشت برنج در اقلیم خشک بلوچستان

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

نورزایی یکی از نمونه‌های شاخص این دانش بومی را کشت برنج در زیر سایه نخلستان‌ها عنوان کرد و گفت: کشاورزان با استفاده از میکروکلیمای ایجادشده در نخلستان‌ها و مدیریت دقیق منابع آب، امکان کشت محصولی آب‌بر مانند برنج را در اقلیم خشک بلوچستان فراهم کرده‌اند.

وی با اشاره به کشت تناوبی برنج، شبدر و باقلا در نخلستان‌ها تصریح کرد: استفاده از گیاهان تثبیت‌کننده نیتروژن و به‌کارگیری کود سبز، موجب افزایش حاصل‌خیزی خاک و کاهش نیاز به کودهای شیمیایی شده و نمونه‌ای از مدیریت هوشمندانه منابع در کشاورزی سنتی منطقه است.

کارشناس پژوهشی بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان افزود: نخلستان‌های بلوچستان تنها محل تولید خرما نیستند، بلکه یک اکوسیستم کامل محسوب می‌شوند که در آن گیاه، دام، پرندگان و انسان در یک چرخه طبیعی و پایدار با یکدیگر تعامل دارند.

وی در تشریح این الگو اظهار داشت: در نخلستان‌های بلوچستان، کشاورزان با ایجاد فواصل مناسب میان درختان خرما، اقدام به کشت گیاهان علوفه‌ای نظیر شبدر و یونجه در زیراشکوب می‌کنند؛ این گیاهان علاوه بر تأمین علوفه مورد نیاز دام، به دلیل دارا بودن گره‌های ریشه‌ای (لگومینوز)، باعث غنی‌سازی خاک از نیتروژن شده و پس از برداشت، با شخم زده شدن به زمین بازمی‌گردند.

نورزایی ادامه داد: همچنین در برخی مناطق، کشت توأم توتون و لوبیا مرسوم است که در آن ساقه توتون نقش قیم برای گیاه رونده لوبیا را ایفا کرده و بوی آن نیز از هجوم آفات جلوگیری می‌کند.

کارشناس پژوهشی بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان به مدیریت منابع آب اشاره کرد و گفت: در شرایط کم‌آبی، کشاورزان بلوچستانی با هدایت آب به استخرها، علاوه بر آبیاری مزرعه، به پرورش آبزیان نیز می‌پردازند؛ کود حاصل از این آبزیان، آب را غنی کرده و به عنوان یک کود طبیعی به زمین کشاورزی می رسد.

دانش نیاکان؛ میراث گرانبها در شرایط کنونی

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

وی بیان کرد: این زنجیره هوشمندانه، سه زیربخش کشاورزی یعنی باغداری، زراعت، دامپروری و شیلات را با یکدیگر تلفیق می‌کند و با حداقل منابع، حداکثر بهره‌وری و درآمد را برای کشاورز به ارمغان می‌آورد.

نورزایی در پایان با تأکید بر غنای دانش نیاکانی ایران‌زمین، خواستار بازنگری در نگاه رایج به این میراث گرانبها شد و خاطرنشان کرد: امروزه اصطلاح «دانش بومی» یا «سنتی» در اذهان، تداعی‌گر جوامعی عقب‌مانده و منزوی است؛ در حالی که دانش نیاکانی ما، میراثی است که با تکیه بر تجربه و هم‌گامی با پیشرفت‌های روز، به ما سپرده‌شده است؛ حتی با وجود پیشرفت‌های شگرف علمی، هنوز بسیاری از رموز کشاورزی در پردیس‌های باستانی هخامنشیان برای ما ناشناخته باقی مانده است؛ واکاوی عمیق این دانش نه تنها می‌تواند افق‌های تازه‌ای را به روی علوم کشاورزی بگشاید، بلکه نقش بسزایی در حل چالش‌های امروز این بخش خواهد داشت.

کشاورزی بومی؛ یک نظام زیستی مبتنی بر همزیستی با محیط زیست

دانش بومی کشاورزان بلوچ؛ الگویی موفق در اقلیم خشک بلوچستان

خالد میری، رئیس مرکز تحقیقات حوزه بلوچستان در گفت و گو با شبکه خبر، با تأکید بر تفاوت ماهوی دانش بومی و کلاسیک، اظهار داشت: دانش نیاکان ما نه تنها در تعارض با یافته های نوین نیست، بلکه رویکردی مکمل و زیست محور دارد که در سایه توسعه شتاب زده به حاشیه رانده شده است.

میری با اشاره به چالش های کنونی بخش کشاورزی، انقلاب سرد را عامل اصلی گسست از دانش بومی دانست و خاطرنشان کرد: رویکرد یک بعدی به افزایش عملکرد از طریق مصرف بیرویه کودهای شیمیایی و منابع آبی، اگرچه در کوتاه مدت بهره وری را افزایش داد، اما در درازمدت به تخریب ساختار خاک، کاهش سلامت محصول و آسیب های جبران ناپذیر زیست محیطی انجامید؛ این روش، تفکر برتری فنی را نهادینه کرد، در حالی که هزینه های پنهان آن امروز گریبان گیر اکوسیستم های طبیعی شده است.

وی با بیان رابطه دوستانه دانش بومی با طبیعت، تصریح کرد: در نظام دانش بومی، کشاورزی صرفاً یک شیوه تولید نیست؛ بلکه یک نظام زیستی مبتنی بر همزیستی است. برای مثال، کشت توأم زراعت و دامداری، یا شیوه هوشمندانه «کشاورزی جنگلداری» که در آن برنج در سایه نخلستان ها پرورش یافته و پس از برداشت، شبدر به عنوان کود سبز و تغذیه کننده خاک کشت می شود، نمونه هایی از چرخه های طبیعی و خودبسنده اند.

رئیس مرکز تحقیقات حوزه بلوچستان همچنین به روش های نوآورانه نیاکان در مدیریت آب اشاره کرد و افزود: نگهداری آب در استخرهای پرورش ماهی و سپس استفاده از آن برای آبیاری، همراه با کود طبیعی حاصل از فضولات ماهی، نمون های درخشان از بهره وری پایدار و افزایش حاصل خیزی خاک بدون نیاز به نهاده های شیمیایی است.

مصادیق عینی دانش بومی در ذخیره سازی محصولات

میری در ادامه به مصادیق عینی دانش بومی در ذخیره سازی محصولات پرداخت و گفت: نگهداری خرما بر روی خوشه درخت در مقیاس های کوچک و بزرگ، یا انبار کردن گندم و برنج در سیلوهای سنتی توسط کشاورزان، از جمله مهارت هایی است که نه تنها کیفیت محصول را حفظ می کند، بلکه اتکا به انرژی و تجهیزات صنعتی را کاهش می دهد.

وی با تأکید بر استفاده از کودهای دامی پوسیده و کمپوست برگ و شاخه درختان، این روش ها را عامل اصلی پایداری خاک و کاهش آلودگی های زیست محیطی دانست.

رئیس مرکز تحقیقات حوزه بلوچستان در پایان با رد هرگونه تقابل میان دانش بومی و کلاسیک، اظهار داشت: دانش نیاکان ما نه تنها ضربه ای به رویکردهای نوین وارد نمی کند، بلکه در صورت تلفیق هوشمندانه با تحقیقات روز، می تواند به افزایش سوددهی پایدار و کاهش ریسک های زیست محیطی منجر شود؛ به بیان روشن تر، دانش بومی یک نظام زیستی کامل است که محور آن حفظ محیط زیست و تداوم رابطه متوازن انسان و طبیعت بوده و امروز بیش از هر زمان دیگر به بازخوانی و احیای آن نیازمندیم.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه