پس از چهار دهه، راز دفترچه‌ای که هم‌پای رزمنده در جبهه جنگید فاش شد
کد خبر : ۱۰۳۳۴۱۹
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
-
زمان : ۱۲:۳۲
|

پس از چهار دهه، راز دفترچه‌ای که هم‌پای رزمنده در جبهه جنگید فاش شد

یک نویسنده گفت: راوی این یادداشت‌ها را تنها برای دخترش نوشته بود و قصد انتشارشان را نداشت؛ اما اکنون، پس از چهار دهه، این دفترچه به‌عنوان روایتی دست‌اول از دفاع مقدس منتشر شده است.

شبکه خبر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: گاهی یک دفترچه یادداشت، بیش از ده‌ها کتاب پژوهشی، از یک برهه تاریخی سخن می‌گوید؛ به‌ویژه اگر نویسنده آن، هر روز و در دل میدان نبرد، بی‌آنکه تصور کند روزی نوشته‌هایش منتشر خواهند شد، مشاهدات، احساسات و تجربه‌هایش را ثبت کرده باشد. چنین یادداشت‌هایی نه حاصل بازخوانی خاطرات پس از گذشت سال‌ها، بلکه روایت لحظه‌هایی هستند که همان زمان روی کاغذ نشسته‌اند و به همین دلیل، ارزش تاریخی و مستند ویژه‌ای دارند.

کتاب «زینب فقط بخواند» نیز از همین جنس است. این اثر که به قلم حسین شرفخانلو و بر پایه یادداشت‌های روزانه حسین حاجی‌حسینلو تدوین شده، روایت رزمنده‌ای است که از نخستین روز حضورش در جبهه، دفترچه‌ای کوچک را همواره همراه خود داشت تا هر آنچه را می‌بیند و تجربه می‌کند، ثبت کند. اما این یادداشت‌ها تنها گزارش عملیات‌ها و حوادث جنگ نیستند؛ مخاطب در صفحات کتاب با زندگی روزمره یک رزمنده، دلتنگی‌های او، نگرانی برای خانواده، امید به شهادت، تلخی از دست دادن همرزمان، لحظه‌های شوخ‌طبعی در میان آتش جنگ و تجربه‌های معنوی و امدادهای غیبی روبه‌رو می‌شود.

عنوان کتاب نیز از آرزوی شخصی راوی گرفته شده است. حسین حاجی‌حسینلو سال‌ها پیش از آنکه ازدواج کند، در دفترچه‌اش نوشته بود آرزو دارد خداوند دختری به او عطا کند و نامش را «زینب» بگذارد؛ دختری که وقتی خواندن آموخت، این دفترچه را بخواند و روزهای رزمندگی پدرش را از خلال این سطرها زندگی کند. او حتی روی جلد دفترچه تأکید کرده بود که اگر روزی شهید شد، یابنده از خواندن آن خودداری کند و دفترچه را به سپاه خوی بازگرداند تا به دست خانواده‌اش برسد. همین وصیت، به کتاب هویتی متفاوت و شخصی بخشیده و آن را از یک خاطره‌نگاری معمول فراتر برده است.

انتشارات روایت فتح این اثر را پس از گذشت نزدیک به چهار دهه منتشر کرده است؛ کتابی که علاوه بر روایت روزهای جنگ، تصویری از مناسبات اجتماعی، فرهنگ، روابط انسانی و سبک زندگی دهه شصت نیز ارائه می‌دهد و به همین دلیل می‌تواند برای علاقه‌مندان تاریخ شفاهی دفاع مقدس، اثری خواندنی و قابل استناد باشد.

به مناسبت انتشار این کتاب، با حسین شرفخانلو، نویسنده و تدوین‌کننده «زینب فقط بخواند»، درباره شکل‌گیری این اثر، ویژگی‌های یادداشت‌ها و دلایل انتشار دیرهنگام آن گفت‌وگو کرده‌ایم.

*با توجه به اینکه این یادداشت‌ها پس از حدود چهار دهه منتشر شده‌اند، آیا متن دفترچه بدون دخل و تصرف منتشر شده یا بخش‌هایی به تشخیص راوی یا گروه تدوین حذف شده است؟

یادداشت‌های منتشرشده، همان متن اصلی دفترچه‌ هستند و تلاش شد اصالت آن‌ها به‌طور کامل حفظ شود. عبارت‌ها، جمله‌ها، توصیف‌ها، کنایه‌ها و روایت‌ها هیچ تغییری نکرده‌اند و تنها در مواردی که جمله‌ای از نظر نگارشی ناقص بود، با افزودن یک فعل یا انجام ویرایشی جزئی، متن روان‌تر شده است.

اصل روایت‌ها کاملاً دست‌نخورده باقی مانده و هیچ دخل و تصرفی در محتوای یادداشت‌ها صورت نگرفته است. همچنین متن نهایی به تأیید صاحب دفترچه نیز رسیده است.

بخش دیگری از کار، افزودن پاورقی‌ها و توضیحات تکمیلی بود. لازم بود درباره اشخاص، مکان‌ها، عملیات‌ها و برخی اصطلاحات توضیحاتی ارائه شود؛ زیرا بسیاری از این موارد برای راوی کاملاً بدیهی بوده، اما برای نسل امروز نیازمند توضیح است.

برای نمونه، درباره عملیات خیبر، شلمچه و همچنین افرادی که در زمان نگارش یادداشت‌ها از دوستان راوی بودند و بعدها به شهادت رسیدند یا به فرماندهان شناخته‌شده تبدیل شدند، توضیحاتی در قالب پاورقی و در برخی موارد در متن کتاب اضافه شد تا مخاطب امروز بتواند روایت را با درک و شناخت بیشتری دنبال کند.

*عنوان «زینب فقط بخواند» از همان ابتدا کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد. این عنوان چگونه انتخاب شد و چه نسبتی با روح کلی کتاب دارد؟

فلسفه شکل‌گیری این یادداشت‌ها، ثبت روزنگاری‌های غیرمنظم یک رزمنده در دل جبهه است. اگر به تاریخ یادداشت‌ها نگاه کنیم، هیچ نظم زمانی مشخصی در آن‌ها دیده نمی‌شود؛ نه به‌صورت هفتگی و نه ماهانه. گاهی میان دو یادداشت چند هفته فاصله است و گاهی چند ماه. همین بی‌نظمی، یکی از ویژگی‌های ارزشمند این اثر است و نشان می‌دهد که این نوشته‌ها در متن زندگی رزمنده و در دل میدان نبرد شکل گرفته‌اند.

این دفترچه در تمام سال‌های جنگ همراه رزمنده بوده و او توانسته است در همه شرایط، از آموزش‌ها و استقرار در مقرها گرفته تا پیشروی‌ها و عقب‌نشینی‌ها، آن را حفظ کند و با خود همراه داشته باشد. هر زمان که فرصتی پیدا کرده، نشسته و بخشی از آن را نوشته است.

نکته مهم این است که این یادداشت‌ها از همان ابتدا مخاطب مشخصی داشته‌اند. نویسنده، آن‌ها را خطاب به دخترش «زینب» نوشته؛ دختری که هنوز به دنیا نیامده بود و قرار بود بعدها روشنی چشم پدرش شود.

هدف از نگارش این دفترچه آن بوده که زینب روزی آن را بخواند و پاسخ بسیاری از پرسش‌هایش را در آن پیدا کند؛ پرسش‌هایی از این دست که پدرش چه کسی بوده، از چه خانواده‌ای آمده، چگونه زندگی خود را ساخته و مهم‌تر از همه، چرا راهی جبهه شده و برای دفاع از کشور جنگیده است.

*در این کتاب با روایتی روبه‌رو هستیم که در همان لحظه وقوع حوادث نوشته شده است. این هم‌زمانیِ روایت با واقعه، چه تفاوتی در صداقت و دقت متن ایجاد کرده است؟

همه روایت‌های این دفترچه، در همان لحظه وقوع حوادث ثبت شده‌اند و هیچ‌گونه بازنویسی یا خاطره‌نگاری پسینی نیستند. نویسنده پس از پایان جنگ یا حتی چند هفته بعد، به وقایع بازنگشته تا آن‌ها را روایت کند؛ بلکه هر زمان در دل حادثه و در متن جبهه فرصتی پیدا کرده، نشسته و همان لحظه مشاهدات و احساساتش را نوشته است.

نکته قابل توجه این است که تمام یادداشت‌های این دفترچه در دوران حضور رزمنده در جبهه نوشته شده‌اند. در روزهایی که او به مأموریت دیگری اعزام شده، به مرخصی رفته یا به زادگاهش بازگشته، هیچ یادداشتی ثبت نشده است. با بازگشت دوباره به جبهه، نگارش نیز از سر گرفته شده است. همین ویژگی نشان می‌دهد که این نوشته‌ها محصول حضور مستقیم در متن وقایع هستند و ارزش تاریخی و مستند آن‌ها را دوچندان می‌کند.

*چرا این یادداشت‌ها نزدیک به چهار دهه منتشر نشدند؟ چه اتفاقی افتاد که امروز زمان انتشارشان را مناسب دیدید؟

این یادداشت‌ها سال‌ها به‌عنوان گنجینه‌ای شخصی نزد صاحب دفترچه نگهداری می‌شد و اساساً هیچ تصمیمی برای انتشار آن‌ها وجود نداشت. در گفت‌وگویی که با آقای حاجی‌حسینلو داشتم، این موضوع مطرح شد که این دفترچه یک سند دست‌اول، بکر و کاملاً دست‌نخورده از متن حوادث جنگ و زندگی رزمندگان لشکر عاشورا است؛ سندی که پنجره‌ای ناگشوده به بخشی از تاریخ دفاع مقدس می‌گشاید.

همین نگاه باعث شد ایشان به اهمیت تاریخی این یادداشت‌ها و رسالت انتقال خاطرات دفاع مقدس برای نسل‌های آینده توجه کنند. در نهایت نیز با لطف و اعتماد خود، این دفترچه را در اختیار من قرار دادند تا پس از بازنویسی، ویرایش و آماده‌سازی، در قالب کتاب منتشر شود.

پس از چهار دهه، راز دفترچه‌ای که هم‌پای رزمنده در جبهه جنگید فاش شد



*در این کتاب، مخاطب اصلی ابتدا «زینب» است، اما امروز هزاران نفر آن را می‌خوانند. این تغییر مخاطب، چه معنای تازه‌ای به متن داده است؟

مخاطب اصلی این دفترچه، دختری به نام «زینب» بود؛ دختری که نویسنده همه این یادداشت‌ها را با نیت پاسخ گفتن به پرسش‌های او درباره پدرش، جنگ و چرایی حضورش در جبهه نوشته بود. اما در پایان کتاب مشخص می‌شود که زینب در حادثه‌ای تلخ از دنیا رفته است.

اگر زینب امروز در قید حیات بود، اکنون زنی حدوداً چهل‌ساله بود؛ شاید مادری، معلمی یا استادی که مفاهیم، ارزش‌ها و تجربه‌هایی را که پدرش سال‌ها پیش برای او نوشته بود، به نسل بعد منتقل می‌کرد. مفاهیمی که بی‌تردید باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند.

انتشار این دفترچه، در واقع ادای دینی به همان زینب است؛ زینبی که امروز در میان ما نیست، اما یاد و نام او سبب شده این روایت‌های شخصی از مرز یک خاطره خانوادگی فراتر بروند و به پنجره‌ای برای شنیدن روایت‌های کمتر شنیده‌شده و دست‌اول دفاع مقدس تبدیل شوند.

*به نظر شما نسل جوان امروز با یک یادداشت روزانه که بدون قصد انتشار نوشته شده، راحت‌تر ارتباط می‌گیرد یا با خاطراتی که سال‌ها بعد بازنویسی شده‌اند؟

به نظر من، خاطراتی که سال‌ها پس از پایان جنگ بازگو و بازنویسی می‌شوند، با یادداشت‌هایی که در متن حادثه و هم‌زمان با وقوع رویدادها نوشته شده‌اند، دو گونه متفاوت از روایت هستند و هر کدام ارزش و زیبایی خاص خود را دارند.

عمده آثاری که تاکنون از دفاع مقدس منتشر شده‌اند، حاصل خاطره‌گویی رزمندگانی هستند که ۱۰، ۲۰ یا حتی ۳۰ سال پس از جنگ، وقایع را به یاد آورده و روایت کرده‌اند. طبیعی است که گذر زمان بر حافظه انسان اثر می‌گذارد؛ بخشی از خاطرات کمرنگ می‌شود، برخی جزئیات از یاد می‌رود و حتی نگاه و تحلیل راوی نسبت به یک حادثه ممکن است در طول سال‌ها تغییر کند.

اما ویژگی ممتاز این دفترچه در آن است که روایت آن، متعلق به همان لحظه‌های جنگ است. این یادداشت‌ها، بازتاب مستقیم اندیشه، احساس، نگرش و زاویه دید رزمنده در زمان وقوع حوادث هستند؛ نه برداشت و تحلیل او پس از گذشت سال‌ها.

به شوخی به صاحب دفترچه می‌گفتم اگر امروز می‌خواستید این خاطرات را بنویسید، احتمالاً نیمی از این یادداشت‌ها را دیگر نمی‌نوشتید یا دست‌کم با ملاحظات بیشتری آن‌ها را ثبت می‌کردید. همین نکته، ارزش این اثر را دوچندان می‌کند؛ زیرا نویسنده هنگام نگارش، یقین داشت که این دفترچه تنها به دست نزدیک‌ترین و محرم‌ترین فرد زندگی‌اش، یعنی دخترش زینب، خواهد رسید. به همین دلیل، بدون هیچ ملاحظه، پرده‌پوشی یا خودسانسوری، احساسات، قضاوت‌ها، نگاهش به افراد، حوادث و جریان‌های مختلف را ثبت کرده است.

حتی در ابتدای دفترچه نیز تصریح می‌کند که این نوشته‌ها کاملاً شخصی هستند و اگر به دست فرد دیگری بیفتند، آن را به دفتر سپاه پاسداران خوی تحویل بدهد. همین عبارت نشان می‌دهد که نویسنده اطمینان کامل داشته این یادداشت‌ها هرگز از دایره خانواده خارج نخواهند شد.

از همین رو، این دفترچه را می‌توان روایتی کاملاً بی‌واسطه، صریح، دست‌اول و کمتر دیده‌شده از متن جنگ دانست؛ روایتی که بدون بازسازی ذهنی و بدون تأثیر گذر زمان، فضای واقعی روزهای دفاع مقدس را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

*اگر این دفترچه همان سال‌ها منتشر می‌شد، آیا تأثیر متفاوتی نسبت به امروز داشت؟

من تقریباً مطمئنم اگر در همان سال‌های جنگ به صاحب این دفترچه گفته می‌شد که روزی این یادداشت‌ها منتشر خواهد شد، شاید چنین تصوری برایش قابل درک نبود. آن زمان هنوز این فهم و درک اجتماعی که امروز درباره ضرورت ثبت و انتقال تجربه‌های تاریخی و روایت رویدادها شکل گرفته، وجود نداشت.

امروز ما به این باور رسیده‌ایم که روایت کردن، خود یک مسئولیت تاریخی است. هرکس به اندازه توان خود تلاش می‌کند وقایع مهم را ثبت و منتقل کند؛ همان‌گونه که در تشییع رهبر شهید انقلاب، افراد بسیاری با قلم، تصویر، صدا و روایت شخصی خود آن واقعه را ثبت کردند و همچنان نیز این روایت‌ها ادامه دارد.

اگر این وضعیت را با گذشته مقایسه کنیم، تفاوت کاملاً آشکار است. برای مثال، با وجود عظمت تشییع حضرت امام خمینی(ره)، امروز آثار مکتوب و روایت‌های شخصی چندانی از آن مراسم در اختیار نداریم. این نشان می‌دهد که جامعه آن روز هنوز به جایگاهی نرسیده بود که ثبت تجربه‌های فردی را یک وظیفه تاریخی بداند.

به اعتقاد من، این فهم اجتماعی در سال‌های بعد به تدریج شکل گرفت؛ اینکه وقایع بزرگی مانند جنگ، تشییع شخصیت‌های اثرگذار، بحران‌هایی همچون کرونا و دیگر رویدادهای سرنوشت‌ساز، باید از زاویه نگاه شاهدان عینی نیز روایت و ثبت شوند تا برای آیندگان باقی بمانند.

همین تغییر نگاه سبب شده است که امروز، انتشار چنین دفترچه‌هایی نه صرفاً یک اقدام فرهنگی، بلکه انجام یک مسئولیت تاریخی تلقی شود. این دفترچه نزدیک به چهار دهه در سکوت باقی مانده بود. من سال‌ها از وجود آن اطلاع داشتم، اما صاحب دفترچه آمادگی انتشار آن را نداشت. خوشبختانه امروز این باور در او نیز شکل گرفته که این یادداشت‌ها تنها یک یادگار شخصی نیستند، بلکه سندی تاریخی‌اند و باید در اختیار مردم و نسل‌های آینده قرار بگیرند.

*این کتاب را باید خاطره‌نگاری دانست، تاریخ شفاهی یا نوعی «دفترچه جنگ»؟ این قالب چه تفاوتی با آثار رایج دفاع مقدس دارد؟

نمونه‌های مشابه این دفترچه در ادبیات دفاع مقدس بسیار اندک است. از جمله می‌توان به کتاب «حرمان هور»، یادداشت‌های شهید احمدرضا احدی که سال‌ها پیش توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد، و همچنین کتاب بازنویسی دفترچه‌های شهید «بایرامعلی ورمزیاری» اشاره کرد که در شهر سلماس به قلم معصومه سپهری از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

با این حال، تعداد این آثار به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. این دست نوشته‌ها را نیز نمی‌توان در قالب متعارف «تاریخ شفاهی» قرار داد؛ زیرا نویسنده قصد روایت کامل و پیوسته حوادث را نداشته، بلکه یادداشت‌هایی لحظه‌ای و شخصی از دل جنگ ثبت کرده است. به همین دلیل، عنوان «دفترچه جنگ» یا «یادداشت‌های جنگ» توصیف دقیق‌تری برای این گونه آثار به شمار می‌آید.

تفاوت اصلی کتاب «زینب فقط بخواند» با نمونه‌های مشابه، در افزوده‌های پژوهشی آن است. تلاش کردیم در کنار متن اصلی، اطلاعات تکمیلی درباره اشخاص، مکان‌ها، عملیات‌ها و رویدادهای تاریخی را در قالب پاورقی در اختیار مخاطب قرار دهیم تا درک بهتری از فضای آن دوران پیدا کند.

بسیاری از مفاهیم و تجربه‌های زیسته دهه شصت برای مخاطب امروز ناآشناست؛ از تلفن‌های سکه‌ای و شیوه ارتباطات گرفته تا امکانات، محدودیت‌ها و سبک زندگی آن دوره. به همین دلیل، این توضیحات به اندازه‌ای که روند مطالعه را مختل نکند، به کتاب افزوده شده تا خواننده علاوه بر همراه شدن با روایت، بتواند تفاوت فضای اجتماعی، امکانات و زیست آن روزگار را نیز بهتر درک کند. این ویژگی، به گمان من، یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز این اثر با نمونه‌های مشابه است.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه