به گزارش شبکه خبر، روزنامه آگاه نوشت: درخصوص موضوع فوقالذکر، ممکن است این دلیل مطرح باشد که اعلام شرایط جنگی، سبب ارعاب و ارهاب مردم میشود و شرط اصلی آرامش خاطر و نهراسیدن مردم است. البته این نظریه تالیفاسد و تبعات ناگوار نیز دارد؛ چرا که ممکن است دشمن غدار و متجاوز، هر لحظه، به خوی وحشیگری خود رجوع کند و حوادثی نظیر مدرسه شجره طیبه میناب و سالن لامرد را رقم بزند. بنابراین شاید اعلام شرایط جنگی و اعمال ترتیبات مراقبتی و حفاظتی، بیش از پیش ضروری باشد.
در حالی که تداوم جریان عادی حیات اجتماعی و اداری، تلاشی برای حفظ ثبات روانی و جلوگیری از فروپاشی نظم عمومی در مواجهه با تجاوزات مکرر دشمن آمریکایی است، اما این نوع برخورد مسالمتآمیز با بحران، میتواند نوعی سهلانگاری استراتژیک قلمداد شود؛ چرا که نادیده گرفتن وضعیت بحرانی تحت لوای آرامش مردم، ممکن است تنها فرصتی برای دشمن فراهم کند تا در لحظهای ناگهانی، با تکیه بر همان خوی وحشیانه خود، حوادث خونین و غیرقابل پیشبینی را در قلب کشور ما رقم بزند. مسئله اصلی در عدم اعلام وضعیت جنگی، تقابل میان مدیریت بحران و مدیریت ترس است؛ اگرچه هدف از حفظ روال عادی امور، جلوگیری از ارعاب و اضطراب عمومی است، اما نباید فراموش کرد که سکون در برابر تهدید، میتواند به معنای ناآمادگی در برابر ضربات غافلگیرانه باشد؛ بهگونهای که حوادث تلخی نظیر آنچه در گذشته رخ داد، نشان میدهند که پیشدستی در اعمال ترتیبات حفاظتی، بسیار حیاتیتر از حفظ یک آرامش کاذب و منفعلانه و بیدفاع است.
باید میان آرامش مبتنی بر واقعیت و سکون مبتنی بر انکار، تمایز قائل شد؛ اگرچه صیانت از آرامش خاطر تودههای مردم، آرمان حاکمیت است، اما زمانی که مرزهای کشور با تجاوزات مکرر گداخته میشوند، تداوم روتین زندگی میتواند به معنای انفعال در برابر سرنوشت باشد. از این منظر، اعلام شرایط فوقالعاده، نه ابزاری برای ترویج وحشت، بلکه راهکاری برای برقراری یک هوشیاری فعال است که مانع تکرار فجایع ناشی از غفلت در برابر خوی وحشی متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی میشود. این پرسش که چرا در میانه طوفانهای تجاوزگری، امور روزمره همچنان آرام و معمول و عادی به نظر میرسد، مستلزم بازنگری در مفهوم امنیت محوری است؛ اگر فرض بر این باشد که اعلام وضعیت جنگی، آرامش را از مردم میگیرد، باید در مقابل این پرسش ایستاد که آیا امنیت بدون آمادگی، واقعی است یا تنها پوششی برای پوشاندن آسیبپذیریهای ساختاری در برابر دشمنی که هر لحظه آماده است از مرزهای امنیتی ما فراتر برود؟ ما در میان دو راهی دشوار حفظ آرامش عمومی و آمادگی برای نبرد، ایستادهایم؛ نباید اجازه داد مقوله مهم ثبات در امور روزمره، ما را از واقعیت نبرد پنهان در مرزها غافل کند.
تاریخ نشان داده است که دشمنان متجاوز، از لحظات آرامش و روتین جوامع برای ضربات غافلگیرانه خود بهره میگیرند؛ لذا، اعمال ترتیبات حفاظتی و اعلام وضعیتهای امنیتی، نه برای ایجاد هراس، بلکه برای ایجاد یک بیدارباش جمعی است تا از تکرار فجایع تکاندهنده در مدارس و میادین جلوگیری شود. اگرچه صیانت از آرامش خاطر مردم، وظیفه مقدس حکمرانان است، اما نباید این وظیفه را با سستی در برابر تهدید، خلط کرد. دشمن که ماهیتی غدار و وحشی دارد، از سکون ما برای ورود به حریم امن ما استفاده خواهد کرد. از این رو، گذار از روال عادی به وضعیت هوشیارانه و حفاظتی، تنها راه پیشگیری از وقوع فجایعی است که با بیاحتیاطی و عدم اعلام وضعیت بحرانی، در گوشهای از این سرزمین رخ خواهند داد.
دیدگاهها