به گزارش "شبکه خبر"، در جریان مسابقه فینال بین دو تیم اسپانیا و آرژانتین، یک مسئله به شدت توجه هواداران فوتبال در ایران را به خود جلب کرد؛ نسب طلایی فوتبال اسپانیا و بازیکنانی مانند کاسیاس، سرخیو راموس، کارلوس پویول، داوید ویا و دیگران، همانند دیگر تماشاگران لاروخا در ورزشگاه با تمام وجود به حمایت از تیم ملی خود پرداخته، با تمام توان فریاد زده و در نهایت دومین تاجگذاری لاروخا در تاریخ جام جهانی را شانهبهشانه یکدیگر، جشن گرفتند. انقباض یک حسرت بزرگ برای فوتبال ما که فارغ از عدم کسب نتایج درخشان، حتی ثبت چنین تصاویری را نیز به یک حسرت دائمی برای ما تبدیل کرده. جایی که در فاصله هزاران کیلومتر دورتر، دو نسل خاطرهساز و بزرگ فوتبال ایران به جان هم افتاده و با شوخی و طعنه و تحقیر و رشته استوری، در تخریب یکدیگر از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
علی بیرو قطعاً میتوانست از ادبیات ملایمتر و دوستانهتری نسبت به علی دایی استفاده کرده و حتی در صورت تمایل به ابراز گله، به شکل مودبانهتری مباحث مورد نظر خود را مطرح کند. طعنه در خصوص باخت تیم ملی به عربستان یا لابی سیاسی برای پست سرمربی تیم ملی موارد سنگینی بود که احتمالا بیرو اطلاع دقیق از آن ندارد، اما حداقل در این مورد احتمالا با یکدیگر موافقیم که این ادبیات، شایسته مجادله بین دو بازیکن مهم تاریخ فوتبال ایران نیست. بخشی از این رشته استوری که اصلاً حتی قابل پرداختن هم نبوده و به نظر حتی شاید خود علیرضا بیرانوند دقیقا به درستی نمیداند که به چه مواردی اشاره کرده است. در واقع احتمالاً علی بیرو از شخصیت بزرگ و ماندگاری مانند علی دایی توقع کمی هم تمجید و تشویق نسبت به این نسل تیم ملی داشته؛ لطف و محبتی که به واقع از سوی نسل محبوب ۹۸ در مورد بازیکنان فعلی، به خصوص در سالهای اخیر دریغ شده و البته بخشی از این رویکرد نیز احتمالاً تبعات منفی تمجید از این تیم ملی از سوی افکار عمومی است.

حتی بیرانوند یک بار چندی قبل در یک محفل خصوصی به دوستان خود گفت یک استوری تبریک و تشکر بعد از مهار پنالتی رونالدو، ثبت رکوردهای درخشان در پرسپولیس یا درخشش در تیم ملی، از سوی کسی که همیشه او را الگوی خودش خطاب کرده، توقع چندان غیرقابل درکی نیست. در واقع گرچه صحبت در رابطه با این موضوع چندان ساده نیست، اما نسل گذشته بازیکنان ایران کمی در خصوص تمجید از ستارههای سالهای اخیر، خساست به خرج داد و به سختی حتی بعد از نمایشهای درخشان مقابل پرتغال و اسپانیا در جام ۲۰۱۸، برتری برابر ژاپن در جام ملتهای ۲۰۲۳ یا بازی سزاوارانه مقابل بلژیک در همین تورنمنت، دست به تمجید و ستایش از آنها زدهاند. برخی از این دوستان نیز حتی در محفلهای خصوصی معمولاً با ادبیات تند، تحقیرآمیز و توام با تمسخر از بازیکنان نسل فعلی نام میبرند که به هیچ وجه شایسته آنها نیست.
در واقع توقع جوانگرایی از سرمربی تیم ملی (احتمالا کمی غیرکارشناسی) یا به شوخی خطاب کردن بیرانوند با عبارت "دکتر"، احتمالاً شایسته یک اسطوره بزرگ مانند علی دایی نیست. همچنین در مورد بحث "مجسمه" نیز گرچه بیرانوند اغراق کرده، اما کمی هم سماحت و تساهل، آن صفات و ویژگیهایی است که ما به حق، از بزرگان و مشاهیری مانند علی دایی و کریم باقری توقع داریم. حتماً علیرضا بیرانوند شاید در آیندهای نزدیک یا حتی بعد از خداحافظی از فوتبال، در مورد انتشار این استوری ابراز پشیمانی کرده و آن را ملغمهای از احساسات تند و هیجان شدید در شرایط و متلاطم فعلی فوتبال ایران توصیف کند. اما در سمت مقابل نیز ما از بزرگان فوتبال خود توقع خوشرویی و حمایت بیشتری داشتیم و خواهیم داشت.

البته در این فضای پرآشوب و متلاطم، متاسفانه گریبان دو گروه از بازیکنان بزرگ و پرافتخار فوتبال ایران به دلایل متعددی به جان یکدیگر افتاده و بیمضایقه طرف مقابل را تخریب میکنند. معرکهای که از جملات بیدلیل علی بیرو و خطاب کردن نسل خود به عنوان بهترین نسل آغاز شد و این مناقشه همچنان ادامه دارد؛ پس شاید چندان دور از ذهن نباشد که ما از اساطیری همانند علی دایی و کریم باقری، توقع پایان بخشیدن به این منازعه بیحاصل را داشته باشیم.
به چه علت این توقع را از دایی و باقری داریم و از طرف مقابل شاید کمتر؟ چون در همین متن، چندین بار از عبارت "بزرگان" و "مشاهیر"، در مورد آنها استفاده کردیم.
دیدگاهها