تلاش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای بی‌اثر کردن اهرم تنگه هرمز در مذاکرات | جعفری طهرانی: می‌خواهند نقش ایران در ترانزیت کالا را کاهش دهند
کد خبر : ۱۰۳۴۴۹۷
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۴/۳۰
-
زمان : ۰۷:۱۰
|
دسته بندی: اخبار اقتصادی

تلاش‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای بی‌اثر کردن اهرم تنگه هرمز در مذاکرات | جعفری طهرانی: می‌خواهند نقش ایران در ترانزیت کالا را کاهش دهند

اقتصادنیوز: رئیس سابق امور بین‌الملل انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران می‌گوید: ایالات متحده به دنبال بی‌اثر کردن اهرم ژئوپلیتیک ایران در تنگه هرمز است و به همین دلیل، جنوب کشور را هدف قرار داده است. یک واقعیتی وجود دارد که ایران از این اهرم فشار…

به گزارش شبکه خبر، تنگه هرمز به عنوان یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان، همواره به عنوان اصلی‌ترین اهرم فشار ژئوپلیتیک ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی شناخته شده است. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که ایالات متحده با همراهی برخی کشورهای منطقه، برنامه‌ای گسترده را برای خنثی‌سازی این توانمندی از طریق ایجاد مسیرهای جایگزین و کریدورهای رقیب آغاز کرده است. از احداث خط لوله‌های فوق‌مدرن در اعماق اقیانوس هند تا پروژه‌های عظیم کانال‌کشی در خاک کشورهای همسایه، همگی حکایت از تلاش برای «بای‌پس» کردن تنگه هرمز و کاهش نقش ایران در ترانزیت انرژی دارند.

خبر مرتبط
هشدار درباره کریدورهای جدید تجاری و انرژی | نجفی: تنگه هرمز را نمی‌توان به‌عنوان یک اهرم مادام‌العمر دید | دل‌بستن به روسیه و چین عاقلانه نیست

شبکه خبر: رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران می‌گوید: روسیه از گذشته نشان داده است که نه شریک تجاری خوبی بوده و نه همسایه خوبی. لذا بنده هیچ امیدی ندارم که بتوان با روسیه تعاملی کرد و رویداد موفق و مؤثری را رقم زد. در مورد کشور چین نیز اخیراً دیدیم که آن‌ها هم در بوته آزمایش خیلی موفق عمل نکردند و تعامل با آن‌ها نتیجه‌بخش نبود. آن‌ها هم به دنبال منافع خود هستند؛ همه به دنبال منافع هستند.

شبکه خبر در گفت‌وگویی تفصیلی با کیوان جعفری طهرانی، رئیس سابق امور بین‌الملل انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران و تحلیلگر ارشد بازار بین الملل، ابعاد این دگرگونی‌های زیرساختی، تهدیدات ناشی از ناامنی در آبراه‌های جنوبی و سرنوشت پروژه‌هایی نظیر کریدور شمال-جنوب و بندر چابهار را مورد بررسی قرار داده است.

****

*آقای جعفری طهرانی! آتش جنگ در تنگه هرمز هر شب شعله‌ورتر می‌شود، آیا آمریکا به دنبال بی‌اثر کردن اهرم ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز است؟

دقیقاً همین‌گونه است. ایالات متحده به دنبال بی‌اثر کردن اهرم ژئوپلیتیک ایران در تنگه هرمز است و به همین دلیل، جنوب کشور را هدف قرار داده است. یک واقعیتی وجود دارد که ایران از این اهرم فشار استفاده کرد و دیدیم که حتی در مذاکرات اسلام آباد سعی کردیم مقداری امتیاز بگیریم و ظاهراً همه مسائل در وضعیت مناسبی بود. امادر ادامه، کشور عمان با هماهنگی سازمان بین‌المللی دریانوردی(IMO) و حمایت آمریکا، یک مسیر تردد جنوبی را تعیین کرد که جدا از مسیر تردد شمالیِ مربوط به ایران بود.

آن‌ها کشتی‌ها را هدایت کردند تا از آن مسیر حرکت کنند. طبیعتاً ایران نیز پاسخ داد که تمامی کشتی‌ها باید از مسیر ایران عبور کنند، زیرا توافق اسلام‌آباد نیز بر همین موضوع تأکید داشت. البته افزون بر این دو مسیر، حتماً مستحضرید که یک «مسیر سیاه» نیز تعریف شده؛ مسیری که عموماً توسط ایران مین‌گذاری شده است. با این حال، در طول هفته‌های گذشته شاهد بودیم که حتی تعدادی کشتی از آن مسیر حرکت کردند که آخرین مورد آن، یک کشتی حامل محموله ۴۳ هزار تنی شمش فولاد و مواد معدنی بود که از هندوستان به مقصد امارات متحده عربی در حال حرکت بود.

این کشتی در مسیر مذکور با کشتی دیگری تصادف کرد که منجر به خسارت شدید به کشتی اول و غرق شدن محموله آن شد. در هر صورت، واقعیت این است که تا جای ممکن تلاش می‌کنند تأثیرگذاری ایران در تنگه هرمز را کاهش دهند. 

کیوان-جعفری-طهرانی (1)

*در صورت تداوم ناامنی در تنگه هرمز و ماندگاری محاصره اقتصادی ایران، چه آثار و نتایجی در پی دارد؟

واقعیت قضیه این است که شاهدیم چندین کشتی صادراتی با محموله‌های مختلف از بندرعباس و بندر امام در طول روزهای گذشته توانسته‌اند بدون ممانعت توسط آمریکا از تنگه هرمز و دریای عمان عبور کنند. ولی اگر قرار باشد این «بلاکید» یا توقف تردد کشتی‌های مبدأ و مقصد ایران توسط آمریکا اعمال شود، طبیعتاً هم در محموله‌های وارداتی به ایران و هم در محموله‌های صادراتی تأثیر سوء خواهد داشت.

در بخش واردات، این تأثیر بیشتر متوجه محصولات خوراکی، غلات، مواد غذایی و مواد اولیه مورد نیاز خواهد بود. در بخش صادرات نیز هدف آمریکا این است که ایران را بیش از گذشته تحت فشار اقتصادی قرار دهد. طبیعتاً این روند محدودیت گذر نمی‌تواند طولانی‌مدت باشد، زیرا در صورت تداوم، تورم بسیار زیادی را در داخل کشور به جا خواهد گذاشت.

این پروژه اگرچه چند سال به طول می‌انجامد، اما عملاً با این کار تنگه هرمز را دور می‌زند

*توسعه کریدورهای رقیب در کشورهای همسایه، چه اثری بر اقتصاد ایران دارد؟ چه اثری بر جایگاه ترانزیتی ایران خواهد داشت؟

نباید فراموش کنیم که هر کشوری که سعی کند مسیرهای عبور و مرور روتین یا متداول را تحت فشار قرار داده یا کنترلی روی آن انجام دهد، کشورهای رقیب سعی می‌کنند کریدورهای رقابتی ایجاد کنند. در رابطه با تنگه هرمز شاهد وقوع چندین اتفاق هستیم؛ یکی از آن‌ها خط لوله نفتی است که از ابوظبی به عمان کشیده می‌شود و قرار است به بندر «دقم» منتهی شود.

طبق توافقی که با هندوستان انجام شده، مقرر گشته در ادامه این خط لوله در عمق ۳ کیلومتری اقیانوس هند، نفت را به بندر «بنگلور» هندوستان منتقل کند. این پروژه اگرچه چند سال به طول می‌انجامد، اما عملاً با این کار تنگه هرمز را دور می‌زند. موضوع دیگر که حتماً شنیده‌اید، پروژه کانال است که چند سالی مطرح بود و اکنون کشورهای عربی به شکلی جدی دنبال آن هستند. آن‌ها قصد دارند با سرمایه‌گذاری حدود ۱۰۰ میلیارد دلاری، کانالی مشابه کانال سوئز از امارات متحده عربی به دریای عمان بکشند که عملاً تنگه هرمز را دور بزند.

البته این کانال به اقیانوس هند وصل نمی‌شود، بلکه از ابوظبی وارد خاک امارات شده و از بندر «فجیره» در دریای عمان سر در می‌آورد. همچنین کانال‌های دیگری نیز مطرح شده است؛ از جمله کانالی که پیش از این نیز بحث آن بود و از بندر «فاو» عراق و از طریق ترانزیت به اروپا وصل می‌شود. این‌ها همگی کریدورهای جایگزینی هستند که کشورهای رقیب دنبال تأسیس آن‌ها هستند و طبیعتاً باعث ضعیف شدن جایگاه ترانزیتی ایران می‌شود. ما باید هوشیار باشیم و سعی کنیم جایگاهی که ایران از نظر تأثیرگذاری در ترانزیت منطقه دارد، از این حد فعلی کمتر نشود و این مهم از طریق دیپلماسی حل می شود.

 اگر این اتفاق ظرف سه سال آینده رخ دهد، مقدار قابل توجهی از صادرات نفت و گاز کشورهای عربی از طریق خطوط لوله و خارج از تنگه هرمز انجام خواهد شد.

*آیا انتقال گاز شرق مدیترانه و عراق به اروپا می‌تواند وابستگی اروپا به مسیر خلیج فارس را کاهش دهد؟ کشورهای عربی چه منافعی از این پروژه می‌برند؟

در نشست اخیر نخست‌وزیر عراق با ترامپ، توافقات تجاری و اقتصادی متعددی بین عراق و آمریکا اتخاذ شد. یکی از این توافقات مربوط به خط انتقال گاز شرق مدیترانه و عراق به اروپاست که خود به خود باعث می‌شود مسیر خلیج فارس را دور بزنند.

همچنین جدا از نشست اخیر، شاهد صحبت از خط لوله دیگری است که گاز قطر را منتقل کند؛ مشابه همان خط لوله نفتی که از ابوظبی می‌رفت، این بار از دوحه قطر به امارات و سپس عمان منتقل شود و مشابه همان خط لوله نفت در بندر «دقم» عمان، دوباره به کف دریا رفته و گاز را به هندوستان منتقل کند. در این صورت، هم انتقال نفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و هم انتقال گاز آن‌ها از طریق دو خط لوله اتفاق خواهد افتاد که باعث می‌شود هزینه و ریسک جابه‌جایی آن‌ها به شدت کاهش یابد. طبیعتاً هزینه انتقال از طریق لوله بسیار ارزان‌تر از انتقال با کشتی است و ریسک‌های متعدد فعلی را ندارد. اگر این اتفاق ظرف سه سال آینده رخ دهد، مقدار قابل توجهی از صادرات نفت و گاز کشورهای عربی از طریق خطوط لوله و خارج از تنگه هرمز انجام خواهد شد.

کشورها سعی می‌کنند تأثیرگذاری ایران در ترانزیت کالا را کاهش دهند

*آیا این پروژه رقیب کریدور شمال–جنوب و سایر مسیرهایی است که ایران در آنها نقش دارد؟

کریدور شمال-جنوب ایران عملاً با پروژه‌ای که در مورد انتقال گاز شرق مدیترانه و عراق مطرح شد، متفاوت است. اما اکنون مشاهده می‌کنید که مدت‌هاست، نه فقط در جنگ اخیر، کشورها سعی می‌کنند تأثیرگذاری ایران در ترانزیت کالا را کاهش دهند. حتی در رابطه با پروژه‌ای که چند سال پیش مطرح شد تا شرکت‌های هندی در چابهار سرمایه‌گذاری کنند تا هندوستان بدون استفاده از بنادر پاکستان، از بندر چابهار برای ترانزیت استفاده کند.

طبیعتاً هندوستان و پاکستان همیشه تضاد منافع داشته‌اند و سرمایه‌گذاری عظیمی که چین در بندر «گوادر» پاکستان انجام داده برای هندوستان مطلوب نیست. اما اکنون می‌بینیم حتی هندوستان علاقه‌مندی خود برای سرمایه‌گذاری و حضور در چابهار را مدت‌هاست از دست داده است. با جنگ اخیر نیز، چه ادامه پیدا کند و چه نکند، بعید می‌دانم هندوستان بخواهد چنین ریسکی را بپذیرد که از مسیر چابهار برای ترانزیت شمال به جنوب استفاده کند.

*از نظر فنی، آیا واقعاً امکان دارد ظرف دو سال بخش مهمی از تجارت انرژی از هرمز منتقل شود یا این صرفاً یک هدف سیاسی است؟

واقعیت این است که این پروژه‌ها ظرف دو یا نهایتاً سه سال آینده به نتیجه می‌رسند؛ یعنی کل پروژه‌های خطوط لوله ظرف دو سال امکان‌پذیر است، اما پروژه کانال قطعاً یک پروژه ۳ تا ۵ ساله خواهد بود. استارت پروژه خط لوله نفت با هماهنگی امارات، عمان و هندوستان زده شده است و خط لوله گاز نیز قطعاً با هماهنگی قطر، امارات، عمان و هندوستان اتفاق خواهد افتاد.

همین مسائل بر بازار جهانی تأثیر می‌گذارد. حتی وقتی کشورهای سازنده کشتی در دنیا مانند چین (به عنوان بزرگترین سازنده)، کره جنوبی و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا می‌بینند که حجم قابل توجهی از جابه‌جایی انرژی قرار است از طریق خطوط لوله انجام شود، این موضوع بر برنامه‌ریزی ساخت کشتی‌های آن‌ها نیز تأثیر سوء می‌گذارد. قطعاً شروع این پروژه‌ها که به عنوان مسیر ترانزیتی ثالث برای دور زدن ایران تعریف شده‌اند، خود به خود تأثیرگذاری ایران در کنترل انرژی و گذرگاه‌های منطقه را کاهش می‌دهد.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه