شبکه خبر،گروه استانها،فهیمه اجاقلو:در حالی که باغداران گلستان با دو جبهه نبرد همزمان افزایش فزاینده هزینه نهادههای تولید و نوسانات پیشبینیناپذیر اقلیمی دستوپنجه نرم میکنند، یک واقعیت تلخ در زنجیره تأمین میوه هلو خودنمایی میکند، محصول با قیمتی ناچیز از درب باغ تخلیه، اما با قیمتی نجومی بر سفره مردم ظاهر میشود.
کارشناسان بر این باورند که بحران هلو در گلستان، صرفاً یک چالش کشاورزی نیست؛ بلکه این یک معضل ساختاری در مدیریت توزیع و زنجیره تأمین است که منجر به از بین رفتن ارزش افزوده در میانه مسیر شده است.
واسطه ها برندگان اصلی در باغ های هلو در گلستان
یکی از مشکلات مهم باغداران به ویژه محصول هلو برداشت همزمان این محصول است،به این معنا که یک محصول در یک بازه زمانی در سطح استان رسیده و به بازار عرضه می شود، در این زمان عرضه به شدت بالا می رود و باغدار قدرت چانه زنی ندارد اینجاست که واسطه ها وارد و قیمت بر اساس حجم عرضه در بازار تعیین می شود.

یک باغدار گلستانی با بیان اینکه قیمت محصول از باغ تا میوه فروشی تفاوت فاحشی دارد در گفتگو با شبکه خبر اظهار کرد: واقعیت این است که سود هیچ گاه نصیب باغدار نمی شود، بیشترین سود در زنجیره توزیع به جیب واسطه ها می رود.
حسین عباسی افزود: بخش عمده ای از هلوهای گلستان به صورت تازه در بازار مصرف می شود این محصول حساس و از فسادپذیری بالایی برخوردار است بنابراین باغدار مجبور است نسبت به فروش سریع این محصول اقدام کند و این بهترین ابزار دلال برای پایین نگه داشتن قیمت است.
وی ادامه داد: سیستم سردخانه ای در سطح باغداری استان ضعیف است و باغدار توانایی و امکان ذخیره سازی این محصول را ندارد از طرفی نمی تواند منتظر باشد در همان بازه که محصول رسیده بار را تخلیه و به فروش برساند.
باغدار گلستانی با انتقاد از افزایش چندبرابری هزینه های تولید گفت: قیمت محصولات کشاورزی با تورم همخوانی ندارد قیمت خرید از درب باغ با هزینه های واقعی تولید نامتناسب است در صورتی که اگر صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات باغی در استان فعال باشد می توان از خسارت های عمده ای که به بخش تولید و باغدار وارد می شود جلوگیری کرد.
صنایع تبدیلی و تکمیلی، حلقه مفقوده نجات کشاورزی در گلستان
در حالی که استان گلستان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به قطب صنایع تبدیلی محصولات باغی در کشور دارد اما نبود هماهنگی میان بخش کشاورزی و صنعت، در کنار چالشهای ساختاری در تأمین سرمایه و مدیریت علمی، مانع از تحقق این پتانسیل شده است.

کارشناس صنایع غذایی جهاد کشاورزی گلستان، با بیان اینکه گذار از کشاورزی سنتی به مدل کشت و صنعت می تواند بخش اعظمی از مشکلات مربوط به فروش محصولات کشاورزی را رفع کند در گفتگو با شبکه خبر اظهار کرد:برخلاف تصور عمومی، مشکل صنایع غذایی گلستان کمبود مواد اولیه نیست، بلکه مشکل مدیریتِ کیفیت و زمان است.
یاسر ساور سفلا اظهار کرد: ما ظرفیت فرآوری ۷۰ درصد محصولات تولیدی استان را داریم، اما مشکل اصلی اینجاست که محصول تولید شده با استانداردهای مورد نیاز صنعت همخوانی ندارد در واقع کشاورز بدون هماهنگی محصولی را تولید میکند که یا برای بازار تازه خوری مناسب است و یا کیفیت صنعتی لازم برای خط تولید را ندارد.
وی یکی از گلوگاههای اصلی توسعه صنایع تبدیلی در استان را عدم تطابق زمانبندی تسهیلات با نیازهای فصلی کشاورزی عنوان کرد و افزود: سرمایهگذار برای ورود به بازار و بستن قرارداد با کشاورزان، در فصل برداشت به سرمایه در گردش نیاز مبرم دارد، اما وقتی تسهیلات بانکی در ماههایی از سال که فصل برداشت تمام شده است، به دست صنعتگر میرسد، عملاً این بودجه در چرخه تولید بیاثر میشود.
ضرورت فعالسازی واحد تحقیق و توسعه
کارشناس صنایع غذایی جهاد کشاورزی گلستان با اشاره به نقش حیاتی دانش در صنایع غذایی، از کمرنگ بودن نقش واحد تحقیق و توسعه در اکثر صنایع استان انتقاد کرد و گفت: صنایع تبدیلی ما بدون مغز متفکر حرکت میکنند، ما نیازمند پیوند عمیق میان دانشگاه و صنعت هستیم، اساتید دانشگاه نباید در محیطهای تئوریک باقی بمانند؛ آنها باید در دل معضلات صنایع باغی، مانند مدیریت ماندگاری محصولات یا انتخاب واریتههای مناسب برای کنسرو و خشککن، به دنبال راهکار باشند.

ساور سفلا با بیان اینکه برای نجات صنایع تبدیلی، باید مدل کشت قراردادی تحت مدیریت واحد تحقیق و توسعه اجرا شود، تأکید کرد: ما باید کشاورزی اقتصادی را ترویج کنیم؛ یعنی کشاورزی که میتواند از ۲۰۰۰ متر زمین، به دلیل استفاده از دانش و تکنولوژی، بازدهی معادل ۱۰ هکتار زمین سنتی را داشته باشد، تنها با این رویکرد است که میتوان از محصولات باغی، محصولات با استاندارد صادراتی و صنعتی تولید کرد.
شکاف قیمتی میوه در گلستان؛ از خلاء فاکتورهای باغدار تا نبود بازارهای محلی
در حالی که نوسانات قیمت میوه و ترهبار در بازار گلستان به یکی از دغدغههای اصلی شهروندان تبدیل شده است، دستگاههای نظارتی نبود فاکتور رسمی از سوی باغداران و تفاوت در درجهبندی کیفیت را عامل اصلی شکاف قیمتی میان میوه فروشیهای سطح شهر و عرضهکنندگان خیابانی میدانند.
در همین رابطه معاون نظارت بازرسی اداره کل صمت گلستان با اشاره به شرایط خاص بازار در وضعیت فعلی اظهار کرد: با همکاری مشترک ادارهکل تعزیرات حکومتی، جهاد کشاورزی و معاونت بازرگانی، گشتهای نظارتی به صورت مستمر در نوبتهای صبح و عصر در حال فعالیت هستند.

جعفر کرامتی با بیان اینکه تمرکز تیمهای بازرسی بر پایش انبارها و موجودی کالاهاست، افزود: خوشبختانه در بازدیدهای اخیر از فروشگاههای زنجیرهای، هیچگونه کمبودی مشاهده نشد و وضعیت ذخایر کالا در شرایط مطلوبی قرار دارد، در حوزه قیمتگذاری نیز، اکثر فروشگاهها ضرایب سود قانونی را رعایت کردهاند و تخلفات عمدتاً محدود به عدم درج قیمت بوده که تذکرات لازم در محل به متصدیان داده شده است.
معمای اختلاف قیمت؛ واسطهگری یا کیفیت؟
وی در خصوص تفاوت فاحش قیمت میوه، بهویژه محصول هلو که در برخی مغازهها تا ۳۰۰ هزار تومان و در بازار دستفروشان بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار تومان عرضه میشود،توضیح داد:این تفاوت قیمت لزوماً به معنای گرانفروشی مغازهداران نیست؛ بلکه به عوامل متعددی نظیر تنوع کیفیت، درجهبندی محصول، هزینههای حملونقل و هزینههای ثابت مغازهداری بستگی دارد.

معاون نظارت بازرسی اداره کل صمت گلستان افزود: میوههای عرضه شده توسط دستفروشان اغلب به صورت مستقیم از باغدار تهیه شده و هزینههای جانبیِ واحد صنفی را ندارند که این امر منجر به کاهش قیمت تمامشده برای آنها میشود.
فاکتور رسمی؛ حلقه مفقوده تنظیم بازار
کرامتی با اشاره به جلسات برگزار شده در سازمان جهاد کشاورزی برای ساماندهی این وضعیت، اظهار کرد: بزرگترین چالش ما در نظارت بر زنجیره تأمین، نبود فاکتور رسمی در مبدأ (باغدار) است. اگر سازوکار قانونی برای صدور فاکتور رسمی از سوی باغداران فراهم شود، دستگاههای نظارتی قادر خواهند بود مسیر قیمتگذاری را از مبدأ تا مقصد دقیقتر رصد کرده و واسطههای غیرضروری را حذف کنند.
وی بر لزوم ایجاد بازارهای محلی به عنوان راهکاری برای کاهش قیمت کالا و تسهیل دسترسی شهروندان تأکید کرد و افزود: طبق قانون، شهرداریها موظف به تأمین فضا برای عرضه مستقیم کالا توسط تولیدکنندگان هستند؛ موضوعی که در حال حاضر در سطح کلانشهر گرگان نیازمند اقدام جدیتر و افزایش نقاط عرضه است تا فشار هزینهها از روی دوش خانوارها برداشته شود.
بر اساس این گزارش،مشکلات محصولات باغی در گلستان، زنگ خطری برای سیاستگذاران است. تکرار چرخه خرید ارزان از باغ و فروش گران در شهر نشان میدهد که تکیه بر تولیدِ صرف، بدون مدیریتِ توزیع، تنها به فقر کشاورز و نارضایتی مصرفکننده منجر میشود. برای عبور از این وضعیت، گلستان نیازمند یک تحول ساختاری است: سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی برای توقف خامفروشی، ایجاد زیرساختهای سردخانهای برای مدیریت عرضه، و بستن شکاف نظارتی با فاکتورهای رسمی. تنها در صورت اتصال زنجیره تولید به فرآوری و بازارهای محلی است که میتوان از سود واسطهها به سود باغداران و قدرت خرید مردم انتقال یافت.
دیدگاهها