به گزارش شبکه خبر، مقایسه قیمت میوههای تابستانی در تیر ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان میدهد گرانی میوه دیگر فقط مسئله قیمت یک قلم خوراکی نیست؛ برای بخشی از خانوارها، خرید میوه به محاسبهای میان قیمت، دستمزد و توان انتخاب تبدیل شده است.
«قیمت میوه چند ساعت دستمزد را میبلعد؟ | میوه هست، حق انتخاب نیست | میوه برای چه کسانی هنوز انتخابِ روزمره است؟» تیتر گزارش مطهره خردمندان در سایت اقتصادنیوز است. در بخشی از این گزارش آمده است؛
کافی است چهار کیلو میوه معمولی تابستان را روی ترازوی میوهفروشی بگذاریم؛ یک کیلو هلو انجیری، یک کیلو آلو، یک کیلو انگور یاقوتی و یک کیلو سیب گلاب. قیمت این چهار قلم در نرخنامه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ به ۷۷۵ هزار تومان میرسد؛ رقمی که از مزد یک روز کارگر حداقلبگیر بیشتر است.
همین سبد در تیر سال گذشته حدود ۳۷۵ هزار تومان قیمت داشت. یعنی قیمت این چهار میوه در یک سال بیش از دو برابر شده، در حالی که مزد پایه کارگر از حدود ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است.
میوه هنوز در بازار هست، اما برای بخشی از خانوارها مسئله دیگر فقط «داشتن یا نداشتن میوه» نیست؛ مسئله این است که کدام میوه را میتوان خرید، چه مقدار از آن را میتوان به خانه برد و این خرید چند ساعت از دستمزد را میبلعد.
میوه هست، اما انتخاب کوچکتر شده است
افزایش قیمت میوه را نمیتوان صرفاً به تجربه خرید از مغازه یا حرف فروشنده محدود کرد. آمار تورم نیز از فشار بیشتر این گروه بر سبد خانوار خبر میدهد.
در خرداد ۱۴۰۵، گروه «میوه و خشکبار» در یک ماه ۱۲.۵ درصد گران شد؛ بالاترین تورم ماهانه در میان گروههای اصلی کالا و خدمات. در همین ماه تورم ماهانه کل کشور ۵.۹ درصد و تورم خوراکیها و آشامیدنیها ۶.۸ درصد بود.
تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها نیز به حدود ۱۳۳.۹ درصد رسید؛ یعنی هزینه خرید یک سبد مشابه خوراکی نسبت به سال قبل بیش از دو برابر شده است.
در چنین شرایطی، کاهش مصرف لزوماً به معنای حذف کامل میوه نیست. ممکن است میوه همچنان روی سفره باشد، اما مقدار آن کمتر شود، خرید به هفتهای یکبار محدود شود یا انتخاب خانوار از میان میوههای متنوع به چند قلم ارزانتر تغییر کند.
یک روز کار برای یک کیسه کوچک؛ میوه چند ساعت مزد را میبلعد؟
حداقل مزد روزانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۵۵۴ هزار تومان و مزد پایه ماهانه نزدیک به ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان است.
با این حساب، خرید یک کیلو انبه ۳۳۰ هزار تومانی نزدیک به ۶۰ درصد مزد یک روز را مصرف میکند. یک کیلو زردآلو حدود ۴۹ درصد، یک کیلو آلبالو یا گیلاس ۴۵ درصد و یک کیلو موز یا سیب گلاب حدود ۴۲ درصد مزد روزانه کارگر را میگیرد.این محاسبه فقط برای یک کیلو میوه است؛ نه سبد هفتگی یک خانواده.
اگر یک خانوار چهارنفره بخواهد در طول هفته فقط چهار کیلو میوه بخرد، حتی یک سبد متشکل از میوههای معمولی نیز میتواند از مزد یک روز کارگر بیشتر شود.
در نتیجه، قیمت میوه را نمیتوان جدا از زمان کار سنجید؛ هر کیلو میوه برای یک کارگر فقط یک برچسب قیمتی ندارد، بلکه بخشی از ساعات کاری او را نیز با خود میبرد.
سه سبد، سه توان خرید؛ میوه برای چه کسی هنوز روزمره است؟
برای دیدن فاصله طبقاتی در بازار میوه، مقایسه قیمت یک کیلو هندوانه با یک کیلو گیلاس کافی نیست. هندوانه، طالبی و خربزه معمولاً بهصورت کامل خریداری میشوند و وزن آنها چند کیلوگرم است.
به همین دلیل، سه سبد هفتگی برای یک خانواده چهارنفره طراحی شده است؛ هر سبد حدود ۱۰ کیلوگرم وزن دارد، اما ترکیب آنها متفاوت است.
در سبد اقتصادی، یک هندوانه با وزن متوسط شش کیلوگرم، یک طالبی دوونیم کیلوگرمی و یک ملون دو کیلوگرمی قرار گرفته است.
در سبدهای دیگر، علاوه بر یک هندوانه کامل، از هر میوه یک کیلوگرم محاسبه شده است.
تفاوت این سه سبد فقط تفاوت میان میوه ارزان و گران نیست؛ تصویری از تفاوت توان انتخاب خانوارهاست. برای یک خانواده، خرید میوه میتواند به انتخاب اقتصادیترین ترکیب ممکن محدود شود و برای خانوادهای دیگر، تنوع میوه همچنان بخشی عادی از خرید هفتگی باشد.

میوه؛ حذف نمیشود، کوچک میشود
فشار اصلی افزایش قیمت میوه شاید در حذف کامل آن از سفره دیده نشود؛ در کوچک شدن انتخابها دیده میشود.
وقتی قیمت یک کیسه چهارکیلویی از مزد یک روز کار بیشتر میشود، خانوار برای حفظ میوه در سبد غذایی ناچار به تغییر رفتار است: مقدار خرید کمتر میشود، فاصله خریدها بیشتر میشود و میوههای گرانتر جای خود را به گزینههای ارزانتر میدهند.
در این وضعیت، مسئله فقط این نیست که «میوه گران شده است». مسئله این است که یک کالای عادی تابستانی، آرامآرام از یک انتخاب روزمره به انتخابی تبدیل میشود که باید برای آن حسابوکتاب کرد؛ اینکه چه بخری، چقدر بخری و برای خریدنش چند ساعت کار کنی.
دیدگاهها