این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
کد خبر : ۹۸۸۳۵۰
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۳/۲۲
-
زمان : ۰۷:۰۵
|

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

شعر «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» سروده‌ای تأثیرگذار درباره غربت و دوری از وطن است که در آن، دلبستگی عمیق به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان با بیانی شاعرانه و ماندگار جلوه‌گر شده است.

شبکه خبر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: موج بازگشت هم وطنان مهاجر از ایران به کشور به ویژه در این دو جنگ اخیر، اهمیت وطن و گستره معنایی آن به هویت، خاطره و ریشه‌ها و خاستگاه فرهنگی را نشان داد. گستردگی این معنا در طول تاریخ بارها موجب انتخاب یا تغییر محل سکونت یا برنامه زندگی برای افراد شده، و البته اشعار بسیاری نیز در این ارتباط سروده شده است.

شعر «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» از سروده‌های شناخته‌شده خسرو فرشیدورد، ادیب و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی است. این شعر با زبانی ساده و تأثیرگذار، احساس غربت و دوری از وطن را بازتاب می‌دهد و به همین دلیل در میان ایرانیان، به‌ویژه کسانی که تجربه مهاجرت یا دوری از سرزمین مادری را داشته‌اند، بسیار شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است.

خسرو فرشیدورد در سال ۱۳۰۸ در ملایر زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا کلاس دهم در زادگاه خود گذراند و سپس با دریافت دیپلم از دبیرستان البرز تهران، مسیر علمی خود را ادامه داد. او در سال‌های ۱۳۲۹ و ۱۳۳۸ به ترتیب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد و در سال ۱۳۴۰ نیز فوق‌لیسانس علوم اجتماعی را از همان دانشگاه گرفت. سرانجام در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ درجه دکتری زبان و ادبیات فارسی شد و به‌عنوان یکی از پژوهشگران برجسته در حوزه دستور زبان فارسی شناخته شد.

تخصص اصلی فرشیدورد پژوهش در دستور زبان فارسی بود و در تحقیقات خود از دانش زبان‌های گوناگون بهره می‌برد. او به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و عربی تسلط داشت و با زبان اسپانیایی و برخی زبان‌های کهن، از جمله فارسی باستان، نیز آشنا بود. وی از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ با سازمان لغت‌نامه دهخدا همکاری داشت و در تنظیم حرف «واو» نقش‌آفرینی کرد. همچنین از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان بود و پس از آن به دانشگاه تهران منتقل شد؛ جایی که از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸ استادیار، تا اردیبهشت ۱۳۵۴ دانشیار و سپس استاد دانشکده ادبیات شد.

دکتر فرشیدورد پس از بازنشستگی نیز تدریس را رها نکرد و تا چند ماه پیش از درگذشتش همچنان به آموزش دستور زبان فارسی در دانشگاه تهران ادامه داد. او در جمعه ۸ دی‌ماه ۱۳۸۸ در سرای سالمندان نیکان تهران چشم از جهان فروبست. از آثار ادبی او می‌توان به شعر «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» اشاره کرد؛ سروده‌ای تأثیرگذار درباره غربت و دوری از وطن که در آن، دلبستگی عمیق به هویت ملی و فرهنگی ایرانیان با بیانی شاعرانه و ماندگار جلوه‌گر شده است:

این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

آن دخترِ چشم‌آبیِ گیسوی‌طلایی
طناز و سیه‌چشــم، چو معشوقۀ من نیست

آن کشور نو، آن وطنِ دانش و صنعت
هرگز به دل‌انگیزیِ ایران کهن نیست

در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کَلگری و نیس و پکن نیست

در دامنِ بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست

در پیکر گل‌های دلاویز شمیران
عطری است که در نافۀ آهوی خُتن نیست

آواره‌ام و خسته و سرگشته و حیران
هر جا که رَوَم، هیچ کجا خانۀ من نیست

آوارگی و خانه‌به‌دوشی چه بلاییست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟

هر کس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران
بی‌شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست

پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست

هر چند که سرسبز بُوَد دامنۀ آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست

این کوه بلند است، ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست، ولی رود تجن نیست

این شهر عظیم است، ولی شهرِ غریب است
این خانه قشنگ است، ولی خانۀ من نیست...

درون‌مایه اصلی این شعر دلتنگی برای وطن و حس نداشتن تعلق به محیطی ناآشناست. شاعر خانه‌ای زیبا و آراسته را توصیف می‌کند، اما با تکرار عبارت «این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست» نشان می‌دهد که زیبایی ظاهری یک مکان نمی‌تواند جایگزین پیوند عاطفی و خاطره‌های شکل‌گرفته در وطن شود. در این شعر، «خانه» تنها یک ساختمان نیست، بلکه نمادی از هویت، خاطره و ریشه‌های فرهنگی انسان و در گستره ای بزرگتر میهن و وطن به شمار می‌آید.

زبان شعر ساده، روان و صمیمی است و همین ویژگی باعث شده پیام آن به‌خوبی با مخاطبان ارتباط برقرار کند. استفاده از تصویرهای ملموس مانند خانه، کوچه و باغچه در کنار اسامی شهرهای خاطره انگیز و نام آشنا و تکرار جمله کلیدی شعر، بر بار عاطفی آن افزوده است. همین سادگی و صداقت در بیان سبب شده این شعر در حافظه فرهنگی ایرانیان ماندگار شود و به‌عنوان نمادی از دلتنگی برای وطن و پیوند عمیق انسان با سرزمین مادری یاد شود.

تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه