به گزارش "شبکه خبر"، ژوائو کانسلو در گفتگویی با برنامه Alta Definição از شبکه SIC، دو تجربه بسیار تلخ و دشوار زندگیاش را بازگو کرد، از یک سو مرگ مادرش در یک سانحه و از سوی دیگر سرقتی که در خانه خودش قربانی آن شد.
سرقت مسلحانه
«آنها پشتشان به من بود و احساس کردم فرصتی دارم که کاری انجام دهم. امروز از این تصمیم پشیمانم، اما توانستم با مشت به پشت سر یکی از آنها، درست پشت گردنش، ضربه بزنم. او به جلو افتاد و چاقو از دستش روی زمین افتاد. موفق شدم با پا چاقو را دور کنم، اما ناگهان نفر دیگری از پشت سر آمد و با یک میله آهنی به سرم ضربه زد. این زخمی که هنوز اینجا روی سرم دیده میشود، یادگار همان اتفاق است، هشت بخیه خوردم و بیهوش شدم.»

به هوش آمدن
«از هوش رفتم. بعد، وقتی به هوش آمدم... چاقویی روی گردنم قرار داشت.»
سانحه تصادف
«فقط چند هزارم ثانیه کافی بود تا زندگیام برای همیشه تغییر کند. آخرین فریاد مادرم و گریههای برادر هشتسالهام را به یاد دارم. تلاش کردم ماشین را بلند کنم تا مادرم را بیرون بیاورم، اما نتوانستم. بلند کردن یک ماشین غیرممکن است.»
دیدگاهها