تنگۀ هرمز و دانشکدۀ اصول دین!
کد خبر : ۹۹۲۶۷۶
|
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۳/۲۸
-
زمان : ۱۱:۴۶
|
دسته بندی: اخبار سیاسی

تنگۀ هرمز و دانشکدۀ اصول دین!

"رییس مرکز مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی" و در واقع رییس دانشکده اصول دین گفته: "اگر کمی دیگر تنگۀ هرمز بسته می‌ماند، جهش سنگینی در قیمت نفت ایجاد می‌شد و اگر تنگه را حفظ کنیم می‌توانیم تمام غرامت‌ها را وصول کنیم"....

      شبکه خبر مهرداد خدیر- ساعتی قبل از آن که خبر امضای دو رییس جمهوری ایران و آمریکا (‌مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ) پای توافق رسمی پایان جنگ و زودتر از موعد اعلام شود شخصی به نام آقای "مهدی زری‌باف" که کیهان او را "رییس مرکز مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی" معرفی کرده انتقاد یا اظهار عقیده کرد: "اگر کمی دیگر تنگۀ هرمز بسته می‌ماند، جهش سنگینی در قیمت نفت ایجاد می‌شد و اگر تنگه را حفظ کنیم می‌توانیم تمام غرامت‌ها را وصول کنیم و نیاز به صندوق بازسازی هم نبود."

    این یادداشت درصدد بررسی ادعای مطروحه نیست و این که تنگۀ هرمز و بستن آن ابزار چانه‌زنی و امیتازگیری بود نه هدف منازعه یا وسیلۀ افزایش قیمت نفت. غرض این یادآوری است که اتفاقا مهم‌ترین ویژگی این تصمیم این بود که دست‌دست نکردیم و از تجربه‌های تاریخی گذشته در تطویل (‌طولانی کردن) و تسویف (‌به فردا افکندن) درس گرفتیم و از عطش و عجله ترامپ برای امضا سود جُستیم در حالی که اگر به توصیۀ آقای مدل‌های اقتصادی بومی توجه کرده بودیم حسب ظاهر تنگه را داشتیم ولی دیگر توافقی در کار نبود و کشورهای دیگر را هم علیه خود شورانده و مشخصا چین را رنجانده بودیم. و اما چند نکتۀ دیگر:

1. با مراجعه به تارنمای مؤسسه مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی مشخص می‌شود که به تصریح آن دو سال است غیر فعال‌اند. یعنی از وقتی آقای پزشکیان رییس جمهوری شده! اگرچه حسب ظاهر دولتی نیست اما شاید چون دیگر از درون ساختار دولت حمایت یا تغذیه نمی‌شده کرکره‌اش را پایین کشیدند!

2. گویندۀ محترم البته بیکار نمانده و در 9 اسفند 1403 به ریاست دانشکدۀ اصول دین یا اصول‌الدین منصوب شده و در واقع سِمَت او در حال حاضر همین رییس دانشکده اصول الدین است نه رییس مرکز مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی بومی (تازگی ها باب شده اسامی و عنوان‌ها را هی درازتر می‌کنند تا با ابهت‌تر و مهم‌تر در نظر آید).

  به بیان دیگر خبرنگاران در موضوعات دینی باید سراغ ایشان بروند و نه در مباحث اقتصادی. سر و کار دین با الهیات و جهان غیب است و اقتصاد با سود و انتفاع و مادیات و اصول دین در باور کلی مسلمانان سه فقره است (‌توحید و معاد و نبوت) و شیعیان دو مورد دیگر را هم اضافه باور دارند (‌عدالت و امامت) و اقتصاد بومی و غیر بومی ربطی به اصول دین ندارد. هر چند این پرسش هم شکل می‌گیرد که چگونه است که در بسیاری از مشاغل بی‌ربط با روحانیت، معممی بر سر کار است ولی در این فقره سراغ متخصص اقتصاد بومی رفته‌اند و بر صدر دانشکدۀ اصول‌الدین نشانده‌اند؟

3. اگر بپرسیم اصول دین چه ربطی به مدل‌های اقتصادی بومی دارد احتمالا خواهند گفت چرا این نقد را به مؤسسه دین و اقتصاد وارد نمی‌کنید که دین و اقتصاد را با هم دنبال می‌کنند؟ مشکل اما بر سر هم‌نشینی دین و اقتصاد نیست و اتفاقا مؤسسه دین و اقتصاد که یادگار مرحوم عالی‌نسب است سال‌هاست فعالیت دارد و اخبار نشست‌ها و برنامه‌های آن به رغم محدودیت‌های بعد از حوادث 88 به سبب مشاوره دادن اقتصاددانان آن به آخرین نخست‌وزیر ایران همواره منتشر می‌شود و مهم‌تر از آن تیم اصلی آن کارنامه روشنی در سال‌های جنگ ایران و عراق از خود بر جای گذاشتند. حال آن که مشخص نیست مرکز مدل‌های اقتصادی بومی که سال 1387 و در دوران پرپولی معجزۀ هزارۀ سوم تأسیس شد و مصاحبه‌کنندۀ محترم از سال 1395 ریاست آن را بر عهده گرفت دقیقا دنبال چیست و چرا تا پزشکیان آمد غیر‌فعال شد و رییس آن از دانشکدۀ اصول دین سر درآورد؟ مگر غیر دولتی و در حال تدوین مدل‌های مورد نظر نبودند؟ حیف آن همه مدل نبود؟

4. با توجه به این که دانشکدۀ اصول دین با شهریه اداره می‌شود و گویا از بودجۀ عمومی برخوردار نیست کاری با آن نداریم ولی آیا آقای زری‌باف واقعا معتقد است کمی دیگر باید تنگه بسته می‌ماند تا شاهد جهش قیمت نفت باشیم؟ آن وقت اگر همچنان خودمان در محاصره بودیم و نتوانیم نفت‌مان را بفروشیم یا نتوانیم پول آن را وصول کنیم و به بانک مرکزی بازگردانیم چه فایده‌ای داشت؟

5. گروگان‌گیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران در سال 58 هم برای سه روز برنامه‌ریزی شده بود ولی عده‌ای گفتند اگر بیشتر بمانند تا محاکمه‌شان کنیم امتیاز بیشتری می‌گیریم و نهایتا کار به 444 روز کشید و بی امتیاز آزاد شدند.  در حالی که بعد از مرگ شاه در مرداد 1359 سالبه به انتفای موضوع شده بود چون هدف استرداد شاه بود و حالا دیگر شاه مرده بود و استرداد او موضوعیت نداشت. بعد از آن هم دکتر یزدی و هم محمد منتظری از دو طیف مخالف سیاسی هشدار دادند اگر گروگان‌ها آزاد شوند و کارتر دور بعد هم بماند بهتر است چون در غیر این صورت ریگان و جمهوری‌خواهان روی کار می‌آیند که اهل جنگ‌اند ولی آن قدر نگاه‌شان داشتند تا درست پس از انتخاب ریگان در فرانکفورت تحویل مقامات آمریکایی شدند.

   جنگ ایران و عراق هم اگر نه بعد از بازپس گیری بندر خرمشهر که در پی صدور قطعنامۀ 598 قابل اتمام بود و نشد و یک سال بعد ادامه یافت تا قطعنامه را پذیرفتیم.

    برخی مانند فرد مورد اشاره خواستار استمرار همین سنت‌اند حال آن که این بار "عقلانیت ایرانی" تسلیم دیدگاه‌های "آخرالزمانی" نشد و تنگه هم به سرنوشت گروگان‌ها و جنگ 8 ساله دچار نشد.

    قصه اما محدود به گروگان‌گیری و جنگ هم نیست. دکتر محمد‌علی موحد (‌حقوق‌دان و مدیر برجسته پیشین صنعت نفت و نویسندۀ کتاب "خواب آشفتۀ نفت") در گفت‌و‌گو با سیروس علی‌نژاد در کتاب "آنچه نآمد در کتاب و در خطاب" می‌گوید: " آنچه می‌توان از قضیه نفت آموخت این است که نباید گذاشت مشکل، ناسور شود و به صورت زخمی لاعلاج درآید. چون شما فرسوده می‌شوید. باید قوای خودتان را در نظر بگیرید و نباید بگذارید از نفس بیندازندتان تا بعد شرایط طرف مقابل را قبول کنید. باید قراری باشد و قرار یعنی دو طرفه."

 و از زبان استاد به نقل از سعدی:

نه هر جای، مَرکَب، توان تاختن

 که جاها سپر باید انداختن

در حالی که با مطالعه توافق‌نامه درمی‌یابیم خوش‌بختانه در اینجا سپری هم نینداخته‌ایم و جای برای تاختن مرکب را باقی گذاشته‌ایم.

        در واقع آقای رییس مرکز اقتصاد بومی و دانشکده اصول دین یک روی سکه را دیده که افزایش قیمت نفت است و روی دیگر را نه که همان فرسودگی است.

       مهم‌ترین نتیجه توافقی که به امضای الکترونیکی دو رییس جمهوری رسیده و شاید به خاطر همین امضا مراسم فردا با حضور رییس مجلس ایران و معاون رییس جمهوری آمریکا و احتمال عکس یادگاری و بحث بر سر آن منتفی شود همین است که مانع فرسودگی بیشتر می‌شود.

      روزگاری دکتر محسن رنانی هشدار داده بود که دچار "تکینگی" شده‌ایم یا خواهیم شد به معنی شرایطی که قوانین فیزیک قادر به توصیف آن نیستند.

      توافق در سریع‌ترین زمان ممکن مانع تکرار چند تجربۀ قبلی شد که در بالا با دو اصطلاح ناپارسی: تطویل (به درازا کشیدن) و تسویف (به فردا افکندن) از آنها یاد شد.

    راستی چرا داعیه‌داران اقتصاد اسلامی پس از چندی کرکره را پایین می‌کشند و دنبال کار دیگر می‌روند؟ جز این است که با مفاهیم انتزاعی نمی‌توان امور را اداره کرد و گریزی از واقعیت‌ها نیست؟

    وقتی نتوان یک مؤسسۀ پژوهشی را اداره یا خود بسنده کرد چگونه می‌توان برای تنگه هرمز و قیمت نفت و مناسبات ایران با جهان نسخه نوشت و دارو تجویز کرد؟

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
امضای پزشکیان و ترامپ زیر توافق نامه (عکس)
اپلیکیشن عصر ایران
تبلیغات


اشتراک گذاری

دیدگاه‌ها


ارسال دیدگاه