گلعلی بابایی، نویسنده ادبیات پایداری، در گفتوگو با شبکه خبر، با اشاره به اهمیت روایتگری تاریخی اظهار کرد: شرط ماندگاری هر رخداد در جوامع بشری، مستلزم تبیین درست و بیطرفانه آن در گستره تاریخ است. از این رو جنگ ۱۲ روزه نیز نمیتواند خارج از این قاعده مورد بررسی قرار گیرد.
وی درباره شباهت این جنگ با جنگ ۸ ساله ایران و عراق گفت: شباهت دو جنگ در ماهیت تهاجم برقآسا به ایران است. در جنگ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، صدام تکریتی به نیابت از آمریکا به مرزهای ایران حمله کرد و در جنگ ۱۲ روزه پس از ۴۵سال نیز رژیم جعلی اسرائیل با همان فرمول و به نیابت از آمریکا مأمور حمله به ایران شد.
بابایی در ادامه تفاوت اصلی دو جنگ را در گستره درگیری دانست و افزود: بر خلاف جنگ تحمیلی صدام که از مرزها شروع شد و تنها بخشی از مردم شهرها و روستاهای مرزی کشور را درگیر کرد، این بار شیپور جنگ دقیقا از قلب شهرها به صدا درآمد و کل جامعه ایرانی درگیر آن شد. لذا بدیهی است که نوع روایتگری این جنگ با جنگ ۸ساله تفاوتهای فراوانی داشته باشد.
ایستادگی مردم و نقش فرماندهان در حافظه تاریخی ماندگار میشود
این نویسنده ادبیات پایداری درباره عوامل ماندگاری جنگ در حافظه تاریخی جامعه اظهار کرد: صلابت و ایستادگی مردم ایران که به تاسی از رهبر شجاع و ظلم ستیزشان در مقابل دشمنانی عنود مردانه ایستادند و تمام نقشههای آنان را برباد دادند، از جمله مواردی است که بایستی در حافظه تاریخ بماند. به عبارتی آیندگان بدانند که چگونه ملتی آزاده و انقلابی، در برابر هجومی ناجوانمردانه و همه جانبه ایستادگی کرد و ذرهای کوتاه نیامد.
وی افزود: همچنین اقدامات رزمندگان و فرماندهان سلحشور که با خلق حماسههای بیبدیل، دشمن را در بهت و حیرت فرو بردند، از جمله حماسه رزمندگان هوافضا، نیروی دریایی ارتش و سپاه نیز باید ماندگار شود.
بابایی با اشاره به عقبه این پیروزیها گفت: باید به این نکته نیز توجه داشت که مردم تا پای جان برای سربلندی کشورشان ایستادند و همچنین تدابیر فرماندهان شهیدی همچون حسن طهرانیمقدم، غلامعلی رشید، حسین سلامی، امیرعلی حاجیزاده، محمد باقری، محمود باقری، علی شادمانی، مهدی ربانی و محمدحسن محققی نقش مهمی در دفاع کشور داشته است.
بُعد رزمندگی شهدای هستهای نباید مغفول بماند
بابایی درباره روایت زندگی دانشمندان هستهای گفت: نکته قابل توجه این است که بسیاری از دانشمندان هستهای شهید، از رزمندگان دوران دفاع مقدس بودهاند و این بخش از زندگی آنان کمتر مورد توجه قرار گرفته و لازم است بیشتر به آن پرداخته شود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین داستانهای ناگفته جنگ اظهار کرد: مهمترین نکته این است که باید روشن شود دشمن، دشمن است و هدفی جز بلعیدن ایران نداشته و ندارد. اگر با داستان و یا هر ژانر دیگری بشود چنین اطمینانی را در مخاطب ایجاد کرد که بتواند، دوست و دشمن را از هم تمیز بدهد، ادبیات دین خودش را نسبت به جامعه ادا کرده است.
این نویسنده با اشاره به تأثیر تجربه مستقیم جنگ بر نسل جدید گفت: از قدیم گفته اند: شنیدن کی بود، مانند دیدن! مخاطبینی که جنگ ۸ ساله را ندیده بودند، اکنون با جنگ مهیبی مواجه شدهاند که بسیار ویرانگر بوده است. قطعا این حضور و مواجهه نوع نگاه آنها را هم دستخوش تغییر کرده است. لذا به نظر میرسد، چنین فضایی، کار را برای نویسندگان ادبیات مقاومت کمی مشکل کرده باشد. چرا که مخاطب امروز، چون بسیاری از اتفاقات را با چشم خود دیده و تبعات آن را لمس کرده، بسیار بعید است هر نگاهی را بپذیرد.
بابایی درباره مهمترین داستان انسانی این جنگ نیز اظهار کرد: همانطور که پیش از این گفتم، چون محل وقوع جنگ ۱۲ روزه، در اکثر و شهرها و روستاهای ایران بوده، بدیهی است که سوژههای انتخابی هم باید از دل جامعه و اقشار مختلف مردم و با نگاهی انسانی باشد. به ویژه در میان شهدا که تنوع شخصیتی در میان آنان بسیار بالا است.
وی در پایان درباره مهمترین روایت جنگ ۱۲روزه که نباید فراموش شود گفت: با توجه به اینکه دشمن صهیونی در همان ابتدای امر، ضربه بسیار شدیدی به حاکمیت ایران وارد کرد و اکثر فرماندهان رده بالا و دانشمندان را به شهادت رساند، ضمن آن که بیشتر سکوهای پرتاب موشک و ساز و کارهای نظامی را هم مورد هجوم قرار داد، چنین تصور کرد که کار ایران تمام شده است، اما همگان دیدند و شاهد بودند که رهبر شهیدمان چقدر با متانت و در اوج اقتدار، این کشتی توفان زده را به ساحل نجات هدایت کرد و قدرت رهبری دینی را به رخ جهانیان کشید. لذا به نظر من این بُعد از ابعاد جنگ ۱۲ روزه نباید در حافظه تاریخ فراموش شود.
دیدگاهها