روزنامه خراسان نوشت: در تحلیل پیام اخیر رهبر انقلاب درباره تفاهم ایران و آمریکا، یکی از کلیدیترین عبارات، تأکید ایشان بر «تعهد رئیسجمهور بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا» و «تصریح به قبول مسئولیت» است. این تعبیر، صرفاً یک جمله تشریفاتی یا اداری نیست؛ بلکه از حیث سیاسی، حقوقی و راهبردی، حامل یک منطق دقیق در حکمرانی امنیت ملی است.
پرسش اصلی این است: وقتی گفته میشود رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی مسئولیت این مسیر را پذیرفتهاند، دقیقاً مسئولیت چه چیزی را برعهده گرفتهاند؟
نخست باید میان دو سطح از مسئولیت تفکیک کرد: مسئولیت نسبت به رفتار خود و مسئولیت نسبت به رفتار دشمن. هیچ مذاکرهکنندهای نمیتواند ضامن ذات و اراده طرف مقابل یعنی ترامپ، نتانیاهو یا ساختار تصمیمسازی آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. بدعهدی دشمن، زیادهخواهی آمریکا یا تلاش اسرائیل برای تخریب تفاهم، اموری نیست که مسئول ایرانی بتواند وقوع آن را از پیش ناممکن کند.
بنابراین پذیرش مسئولیت به این معنا نیست که اگر طرف مقابل خیانت کرد، مسئولیت خیانت او بر گردن مذاکرهکننده ایرانی است. مسئولیت واقعی در اینجا چیز دیگری است: طراحی مسیر بهگونهای که رفتار دشمن، بیهزینه، بیپاسخ و بدون سازوکار مهار باقی نماند.
به بیان دقیقتر، رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی تعهد دادهاند که حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت در این فرایند پاسداری شود. این یعنی تصمیم مذاکره، صرفاً بر مبنای خوشبینی به دشمن یا اعتماد به امضای طرف مقابل بنا نشده، بلکه باید بر پایه شروط، مراحل، تضمینهای عملی، امکان راستیآزمایی و قابلیت بازگشتپذیری اجرا شود.
اگر قرار است تعهدی از سوی ایران انجام شود، باید متناظر با اقدام واقعی، قابل سنجش و قابل اثبات طرف مقابل باشد. این همان منطق گامبهگام، مشروط و متوازن است؛ نه اجرای یکطرفه تعهدات و سپس انتظار برای حسن نیت و عمل دشمن.
از این زاویه، «پذیرش مسئولیت» یعنی مسئولان عالی امنیت ملی کشور تضمین دادهاند که تفاهم به چک سفیدامضا برای آمریکا تبدیل نشود. یعنی قرار نیست ایران ابتدا سرمایههای راهبردی خود را نقد کند و بعد منتظر بماند که طرف مقابل شاید روزی به وعدههایش عمل کند. مسئولیت یعنی هر گام ایران باید در برابر گام واقعی طرف مقابل برداشته شود. مسئولیت یعنی اگر طرف آمریکایی زیادهخواهی کرد، مسیر متوقف شود. مسئولیت یعنی اگر رژیم صهیونیستی با عملیات میدانی یا جنگ روانی تلاش کرد تفاهم را از درون تهی کند، ایران ابزار پاسخ و بازدارندگی خود را حفظ کرده باشد. مسئولیت یعنی هیچ بخشی از قدرت ملی، بدون دریافت امتیاز واقعی و قابل اتکا، واگذار نشود.
بنابراین، تعبیر رهبری را نباید به معنای واگذاری مسئولیت رفتار دشمن به دولت فهمید؛ بلکه باید آن را به معنای واگذاری مسئولیت نحوه مواجهه ایران با دشمن دانست. فرق این دو بسیار مهم است.
دولت و شورای عالی امنیت ملی مسئول این نیستند که آمریکا ذاتاً بدعهد نباشد؛ اما مسئولاند که در برابر بدعهدی آمریکا غافلگیر نشوند.
مسئول نیستند که نتانیاهو توطئه نکند؛ اما مسئولاند که توطئه او محاسبات ایران را به هم نریزد.
مسئول نیستند که دشمن نیت خصمانه نداشته باشد؛ اما مسئولاند که سازوکار تفاهم بر خوشبینی خام، تعجیل سیاسی یا نیاز رسانهای بنا نشود.
این مسئولیت دو لایه دارد. لایه نخست، مسئولیت محاسبه است؛ یعنی مسئولان باید توضیح دهند چرا این مسیر را در مقطع کنونی به سود کشور دانستهاند و بر اساس چه برآوردی معتقدند شروط ایران قابل تحقق است.
لایه دوم، مسئولیت اجراست؛ یعنی اجرای تفاهم نباید از خطوط اعلامشده عبور کند و هیچ اقدام عملی نباید پیش از تحقق اقدام متناظر طرف مقابل انجام شود. مسئولیت یعنی در لحظه نقض، تصمیم متناسب، قاطع و قابل مشاهده اتخاذ شود.
دیدگاهها